2010 آوریل | iranbm




تجربه یک شرکت ژاپنی در استخدام ؛ نوآوری در جذب منابع انسانی
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ | مرتبط با : استخدام و کاریابی |

تجربه یک شرکت ژاپنی در استخدام نوآوری در جذب منابع انسانی

اشاره:
همواره جذب و بکار گیری نیروی انسانی از مسائل حساس و مهم در سازمانها می باشد. راه های گوناگونی تا به حال مورد استفاده قرار گرفته است همچون آزمون کتبی و مصاحبه. اما با توسل به خلاقیت، راههای بیشماری وجود دارد که می تواند ریسک یک استخدام مطلوب را به حداقل برساند. در این مقاله به یکی دیگر از این روشهای نو در جذب نیرو اشاره می کنیم و به تحلیل این شیوه خاص می پردازیم.
*************************************
به تازگی یک شرکت ژاپنی، کوهپیمایی را یکی از شروط استخدام و قبول کارمند قرار داده است. این یکی از خلاقانه ترین تصمیماتی است که تا حالا در زمینه منابع انسانی و جذب و استخدام نیروی پرسنلی به گوش رسیده است. وقتی با دقت بیشتری در تار و پود این شرط عجیب و غریب استخدامی بنگریم می توانیم به پیامدها و نکات ارزنده این تصمیم پی ببریم. این شرط از چندین زاویه و با تکیه بر چندین صفت مشخصه مثبت، مسائلی را در ابعاد گوناگون اجتماعی، فکری، جسمی و فرهنگی به ما نشان می دهد که ما در ذیل به ۱۱ مورد آن اشاره ای مختصر می کنیم.
شرایط فیزیکی: اولین و شاید ساده ترین برداشت از این حرکت پی بردن به وضعیت جسمانی افراد یا همان سلامتی و تندرستی فیزیکی خواهد بود. چه امری از این مهم تر که بنیادی ترین سرمایه یک سازمان از سلامت و تندرستی کافی برخوردار باشد.
انعطاف پذیری: در وحله نخست همین که این افراد شرط غیر معمول استخدامی این شرکت را نسبت به  وضعیت عادی دیگر شرکت ها ترجیح داده اند، روحیه انعطاف پذیری آنها می باشد. مطمئناً وجود این پرسنل، سازمان را در پویایی همیشگی قرار می دهد زیرا آنان قدرت سازگاری با هر شرایطی را دارند و پذیرای تغییرات سازمانی خواهند بود.
ریسک پذیری: کسانی که این شرط را قبول نموده، در واقع خطرات آن را نیز به جان خریده اند (قبول ریسک). آنان که از شروع این صعود تا پایان راه را با موفقیت به پایان رسانده اند و از موقعیت های سختی که ما بین راه پیش آمده، فرار نکرده اند و در واقع ریسک پذیر و متعهد بوده اند همان افرادی هستند که گاه توانایی نجات یک سازمان را دارند. این افراد درصد موفقیت بالایی نسبت به ریسک گریزها و توانایی خلق یک پیروزی را از دل یک شکست دارند و در واقع همان کورسوی امید هستند.
خلاقیت و ابتکار: خلاقیت با میزان ریسک پذیری رابطه مستقیم دارد. یعنی افرادی که ریسک پذیر هستند از قوه خلاقیت بالا برخوردارند و می شود گفت این افراد همان خصیصه های افراد گروه ۳ را  دارا هستند. آنان مدام پیگیر شناخت مسیرهای تازه، سریع و گوناگون در راه پیش روی هستند و در این زمینه ابتکار فراوان به خرج می دهند. آنان صرفاً دنباله رو  فرد پیش روی نیستند و در واقع می توان آنها را در زمره رهبران آینده دانست، کسانی که نمی هراسند، فکر می کنند و ابتکار به خرج می دهند.
انگیزه: مهترین عاملی که در افراد ایجاد قدرت افزوده می کند انگیزه می باشد. افرادی که با انگیزه بالا در حرکت هستند مدام به مقصد و نتیجه کار فکر می کنند هرگز در برابر مشکلات کمر خم نمی کنند و هیچ عاملی آنان را از کسب پیروزی دور نمی سازد. در این مسیر افراد با انگیزه بصورت خستگی ناپذیر از ابتدا تا انتهای راه حضوری پر شور دارند و اگر در آینده سازمان در یک شرایط بحرانی قرار بگیرد و مدیریت حقایق را برای پرسنل تشریح نماید، این افراد (انگیزه مند) بصورت توده ای عظیم به حرکت در می آیند و تمام افراد را به تغییر وضع موجود و حرکت به سمت وضع مطلوب ترغیب می نمایند. این افراد گنج های پنهانی هستند که در سختی ها به مدد سازمان می آیند. در یک نگاه، انگیزه می تواند خاکستری را به آتش مبدل می کند.
استقامت و پشتکار: یکی دیگر از خصیصه هایی که در این آزمون به چشم می آید، میزان استقامت و پشتکار در افراد می باشد. مسلماً این مورد یکی از پله های صعود سازمان و نیز خود فرد به سمت کارایی بیشتر است. آنان که به سمت قله در حرکت هستند مدام با سختی های بسیار دست و پنجه نرم می کنند کسانی که برتر هستند سعی می کنند تا با قدرت و ثبات به راهشان ادامه دهند و در برابر ناملایمات صبر و شکیبایی پیشه می کنند تا اینکه در نهایت پیروزی را در آغوش بگیرند.
روحیه ایثار: افرادی که دارای این خصیصه هستند براحتی قابل شناسایی خواهند بود. آنها در این مسیر سخت و پر پیچ و خم، هرگز به دیگران تنه نمی زنند، برای دیگران مزاحمت ایجاد نمی کنند و بر عکس، اگر فردی دچار مشکل یا حادثه ای شود بلافاصله برای کمک رساندن حاضر می شوند. این دسته، از خودگذشته ترین افراد هستند. آیا شما اینگونه افراد را که اهداف فردیشان را فدای اهداف جمعی و سازمانی می کنند، در جمع سازمان خویش راه نمی دهید؟ این افراد کم مشکل ترین و سر براه ترین پرسنل شما در سازمان خواهند بود و شما همواره به وجود این نیرو ها نیازمند هستید.
اجتماعی یا گوشه گیر: در این حرکت گسترده به سمت قله، شما می توانید به راحتی و بدون جلب توجه، افراد اجتماعی و یا گوشه گیر را شناسایی کنید.این شناخت به شما کمک می کند تا تناسب بهتری بین خود و شغل برقرار کنید که متعاقب آن افراد بهتر به فعالیت می پردازند و کارآیی را در بالاترین سطح توان خود نمایان می سازند و در نتیجه به دلیل این علاقه، با مشتری و ارباب رجوع رفتار بهتری خواهد داشت که این اثر بخشی موجب حفظ و نیز جذب مشتریان سازمان می گردد. با شناخت این صفات در افراد، فردگرا را در اموری که آرام و فاقد جنب جوش است، همچون بایگانی و جمع گرا را که بیشتر اجتماعی تر هستند را در مشاغلی پر برخورد تر و فعالتر همچون پشت باجه یک بانک و یا در سمت یک فروشنده، بکار می گماریم. اگر هر کس همانجا باشد، که باید باشد، دیگر دغدغه ای گریبان گیرتان نخواهد شد.
سرعت یا دقت:  فردی که با عجله و سریع به فعالیت می پردازد به همان نسبت نیز از دقت کمتری در انجام امور بهره می برد و بلعکس فردی که در اصطلاح پیوسته و آرام گام بر می دارد اگر چه ممکن است با صرف زمان بیشتری به مقصد برسد اما مطمئن خواهد بود که کار را بدون نقص به پایان رسانده است. به هر حال از هر کدام از این خصایص که دقیقاً عکس هم هستند، می توان در زمان و مکان خودش به خوبی استفاده کرد. مهم آن است که مدیریت، افرادی را که دارای این فاکتورها هستند را بشناسد تا بتواند بطور درست بکارگیری نماید.
روحیه مشارکت: از بارزترین خصایص سازمانی وجود روحیه مشارکت در پرسنل آن سازمان می باشد چرا که یک کل چیزی نیست جز مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته، که در جهت تحقق یک هدف، در کنار هم فعالیت می کنند. سازمانی که می خواهد همیشه در موفقیت غوطه ور باشد باید تمام پیکره و اجزایش با هم هماهنگ و همسو فعالیت نماید. در این کوه پیمایی افرادی هستند که با مشارکت و همکاری در پی رسیدن به  قله  می باشند، لذایذ و تلخی ها را با هم و در کنار هم می چشند تا اینکه در نهایت امر، بر بام قله پای نهند.
ادب و احترام: در این سفر کوچک سازمانی (کوه پیمایی) می توان افراد را از نقطه نظر رعایت ادب و احترام شناسایی نمود. حتماً همگی به این امر واقف هستید که شایستگی های علمی و فنی در کنار رعایت  ادب و احترام سنگینی بیشتری خواهد داشت و افراد شایسته هرگز نباید در وادی غرور و تکبر گام بردارند چرا که از ارزش های خویش می کاهند.
نکته آنکه شناخت هر یک از این خصیصه ها در پرسنل می تواند سازمان را در شایسته سالاری یاری رساند یعنی مدیریت به راحتی می تواند افراد را در مشاغلی که از لحاظ خصوصیت به آن نزدیک تر هستند قرار دهد و به این ترتیب هر کس در جای و مکان مناسب خود شروع به فعالیت می کند و سازمان در آینده دچار سکون و رخوت نمی گردد چون افراد پویا در آن خدمت رسانی می کنند.
خلاصه اینکه اگر به قول ما ایرانی ها در سفر دوست را بهتر می توان شناخت، ژاپنی ها معتقدند که در سفر کارمند شایسته را بهتر می توان شناخت. این تفکر و حرکت می تواند پایه گذار پیشرفت های بنیادی در عرصه منابع انسانی باشد. امید که مدیران ایرانی نیز خلاقیت را چاشنی روزمرگی کنند تا آینده سازمان و متعاقب آن آینده کشور مان روشن تر گردد.
منبع:www.mgtsolution.com
نویسنده : نوری شمس آباد ، محمود

آشنایی با بیل گیتس رئیس شرکت مایکروسافت
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ | مرتبط با : کارآفرینی |
آشنایی با بیل گیتس رئیس شرکت مایکروسافت
پدیده گیتس
بیل گیتس در سن ۴۳ سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن ۲۰ سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود ۵۰ بیلیون دلار است (گرچه خود گیتس تاکید دارد که بیشتر پول وی در سهام مایکروسافت صرف شده) و ثروت او به اندازه‌ای است که خارج از درک مردم است. به این دلیل ثروت وی هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را برمی‌انگیزاند.
گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری می‌باشد. دوستان و آشنایان از قدرت پول وی شگفت‌زده شده‌اند و این شگفت‌زدگی موجب سرگرمی متداول دربارها و رستوران‌ها گردیده است. این باور که هرگز رهبر تجاری دیگری آنقدر پول نداشته جالب و وسوسه‌انگیز است. درواقع، افراد بازرگان خیلی ثروتمندی از قبیل هنری فورد و جان دی راکفلر وجود دارند ولی ثروت گیتس فقط بخشی از جذابیت اوست. طلوع برق‌آسای گیتس همراه با شهرت و اقبال وی موید ظهور یک نظم تجاری جهانی جدید است نظمی که تحت تسلط رده دیگری از رهبران تجاری قرار دارد. می‌توان آنها را آدم‌های غیرحرفه‌ای در امور کامپیوتر یا Nerds نامید ولی آنها چیزهایی را می‌دانند که بیشتر ما از آنها آگاهی نداریم. آنها نیروی بالقوه فن‌آوری جدید را به گونه‌ای درک می‌کنند که مدیران همه فن حریف سنتی فکرش را هم نمی‌توانند بکنند. آنها در مورد چیزهایی که ما واقعا درک نمی‌کنیم خیلی خیلی زیرک‌اند و این زیرکی همه ما را ناراحت می‌کند.
وقتی که نوبت به آینده می‌رسد آنها آن را به دست می‌آورند ولی ما به دست نمی‌آوریم. گیتس که از نظر فنی باسواد و از لحاظ روشنفکری نخبه‌گراست نشانه‌ای از رهبران آتی می‌باشد. گرچه او در رد موند واشنگتن مستقر است احتمالا می‌توان وی را از بزرگترین بازرگانان ناحیه سلیکون ولی (Silicon Valley) نامید. از نظر برخی‌ها در شرکت مایکروسافت او یک چهره صوفیانه و تقریبا مذهبی است در حالی که از نظر دیگران در صنعت او ضدمسیح است. هر دو نظر غیرمتعارف به نظر می‌رسد ولی جای تردید نیست که نفوذ او تا چه اندازه قدرتمند می‌باشد. (با این همه سروصدا که درباره سوءاستفاده ادعایی از قدرت انحصار شده فراموش کردن آنچه در گذشته در دهه ۱۹۷۰ بر سر شرکت آی‌بی‌ام آمد و هدف تحقیقات ضد تراست بود، آسان می‌باشد). با همه این احوال، حافظه ضعیف می‌شود. امروزه ما شرکت آی- بی- ام را در مقایسه با شرکت مایکروسافت مقدس‌تر تلقی می‌کنیم. ماهیت قدرت چنین است. یعنی ما از آنچه کمتر درک می‌کنیم ترس بیشتری داریم.
شما در شیوه مدیریت گیتس سرنخی از سبک رهبری در دانشکده‌های بازرگانی نخواهید یافت. درواقع، استادان و کارشناسان مدیریت در مورد آنچه رئیس هیئت مدیره مایکروسافت و مدیر اجرایی آن را اینقدر موفق ساخته به طور عجیبی ساکت هستند. شاید هم احساس حقارت و بی‌اعتنایی می‌کنند. گیتس سرانجام هاروارد را که در آن تحصیل حقوق می‌کرد رها نمود. دانشگاهیان بیشتر رهبران تجاری سنتی یعنی مدیران اجرایی سنتی را ترجیح می‌دهند.
پس ما برای شناخت آنچه این امر را قابل توجه و مهم می‌سازد به کجا باید مراجعه کنیم؟ کجا بهتر از خود دانشنامه مایکروسافت یعنی Encarta است؟ در این دانشنامه تحت مدخل گیتس، ویلیام، هنری سوم آمده که «بیشتر موفقیت گیتس در توانایی وی نسبت به برگردان دیدهای فنی به استراتژی بازار و آمیختن خلاقیت با بینش فنی بستگی دارد.» سرانجام آنچه بیل گیتس را متمایز از هر رهبر تجاری دیگر در تاریخ می‌کند احتمالا نفوذی است که او بر زندگی‌های ما دارد. در حالی که قدرت غول‌های پیشین معمولا در یک بخش یا صنعت متمرکز بود، قدرت نرم‌افزاری مایکروسافت چنگ‌های خود را در هر حوزه‌ای از زندگی ما گسترانده است.
سلطان‌های رسانه‌ای مانند روبرت مرداک ما را ناراحت می‌کنند زیرا آنها قدرتی دارند که آنچه را که در روزنامه‌ها و تلویزیون‌هایمان ظاهر می‌شود کنترل می‌کنند. ولی نفوذ افرادی که نرم‌افزار را می‌نویسند غیرقابل پیش‌بینی است. دانشنامه Encarta که مایکروسافت تولید نموده فقط نمونه‌ای است از چند مورد که چگونه بیل گیتس و شرکتش در هر جنبه از زندگی ما نفوذ می‌کند. از این‌که ما از تسلط بازار نرم‌افزاری‌اش احساس ناراحتی کنیم تعجبی ندارد. این‌که از او بدگویی شود و مورد حمله قرار گیرد شگفت‌آور نیست. روی هم رفته، چندتا از رهبران تجاری فرصت بازنویسی تاریخ را پیدا می‌کنند؟
ولی در شرایط هوچی‌گری و ضدهوچی‌گری، بیل گیتس چه نوع فردی است؟ آیا او فردی تیزهوش است که اصولا فقط در کامپیوتر تیز و باهوش بوده و در زمان و مکان مناسب قرار گرفته، یا اینکه چیزی بدیمن‌تردرباره مردی وجود دارد که می‌توانست به راحتی در دهه بیست زندگی خود کناره‌گیری نماید یا بازنشسته شود ولی ترجیح می‌دهد که بیشتر روزها ۱۶ ساعت در روز کار کند.
داستان‌ها در مورد گیتس ریاضی‌دان نابغه و برنامه‌نویس کامپیوتر و درباره سایر گیتسها، بازرگان بی‌رحمی که برای شکست یا سرکوب رقابت با تمام توان بیرون می‌رود، به طور فراوان وجود دارد. تنها با جدا کردن واقعیت از خیال می‌توان شروع به کشف گیتس واقعی نمود. آنچه از این تحلیل به جا می‌ماند یک تصویر به مراتب پیچیده‌تر است.
این تنها یک داستان استعداد فنی و ثروت زیاد نیست، بلکه یک بینش قابل توجه تجاری و شور و شوق وسوسه‌انگیز برای بردن و پیروز شدن است. همچنین سرگذشتی است پیرامون یک سبک رهبری کاملا متفاوت از آنچه دنیای تجاری و کسب و کار قبلا به خود دیده است.
آنچه که بیل گیتس به رهبران تجاری آینده پیشنهاد می‌کند الگوی جدید است الگویی که ویژگی‌ها و مهارت‌هایی را که خیلی مناسب برای چالش‌های قرن بیست و یکم است گردهم می‌آورد. بیل گیتس با وجود همه خطاهایش مطالب زیادی برای یاد دادن نسل بعدی بازرگانان و مدیران دارد.
از زمان تشکیل مایکروسافت، گیتس این تصور خود را که روزی که روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد دنبال نموده است. (جالب اینکه شعار اصلی او عبارت بود از «روزی روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد که از نرم‌افزار مایکروسافت استفاده کند» ولی بخش آخر شعار این روزها از قلم افتاده چون که برخی افراد را ناراحت می‌کند)
اکنون با نگاهی به گذشته پی می‌بریم که گسترش کامپیوترهای شخصی از اداره به خانه تقریبا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.
بازاندیشی و بازنگری موضوع خیلی خوبی است ولی همانطور که گیتس نشان داده آینده‌نگری و دوراندیشی خیلی سودآورتر می‌باشد.
همچنین مهم است یادآور شویم که صفحات نمایش و صفحات کلید همه جا حاضر و فراگیرند که همه ما امروزه وجود آنها را بدیهی می‌پنداریم چند دهه قبل جزء داستان‌های علمی تخیلی بود. در دهه ۱۹۶۰ هنگامی که آینده‌گراها در آمریکا سعی کردند که روند شکل‌گیری اجتماع را در باقیمانده قرن پیش‌بینی کنند آنها طلوع و ظهور کامپیوتر شخصی (PC) را کاملا نادیده گرفتند. بنابراین این امر تصادفی نیست که گیتس جوان کتاب‌های علمی و تخیلی را به خود اختصاص دهد.
این‌که بیل گیتس به تنهایی مسبب بردن کامپیوتر شخصی به خانه‌ها و ادارات در سراسر دنیا باشد و یا اینکه هنری فورد بانی ظهور و پیدایش اتومبیل بوده، نادرست است. ولی وجه اشتراک آنها در این است که آنها نقش اصلی و محوری در تبدیل تصورات به واقعیت بازی کرده‌اند.
گیتس با دگرگونی مایکروسافت و تبدیل آن به یک بازیگر مهم در صنعت کامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید برای ایجاد بستری جهت رشد خیلی زیاد در برنامه‌های کاربردی فکر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلی زود دریافت که اگر بخواهد فکرش را به نتیجه برساند، لازم و ضروری است که یک استاندارد صنعتی ایجاد شود. او همچنین می‌دانست که اگر هرکسی زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌تری برای داشتن قدرت در صنعت کامپیوتر خواهد داشت.
چند سال قبل از این که شرکت آی- بی- ام برای یافتن یک سیستم عامل در کامپیوتر شخصی جدیدش به گیتس نزدیک شود گیتس تاسف عدم وجود یک سیستم عامل مشترک را می‌خورد و پیش‌بینی می‌کرد که بدون یک سیستم عامل نیروی بالقوه کامپیوترهای شخصی شناخته نخواهد شد. مقاله‌هایی که در آن زمان نوشت خبر از آن می‌داد که این فکر را بیش از هرکس دیگری در ذهن داشته است. با وجود آن، حقیقت این است که هنگامی که این فرصت دست داد گیتس آنچه را که می‌خواست به خوبی دید و آن را با هر دو دست گرفت. از آن موقع تاکنون او به همین نحو عمل کرده است.
در اوایل دهه ۱۹۸۰، گیتس طراح اصلی حرکت مایکروسافت از تولیدکننده زبان‌های برنامه‌نویسی به یک شرکت نرم‌افزاری متنوع تبدیل گردید که همه‌چیز از سیستم عامل نظیر ویندوز گرفته تا کاربردهایی مانند Excel, Word همچنین ابزارهای برنامه‌نویسی را تولید می‌کرد. در این فرآیند او صنعت کامپیوتر را دگرگون کرد.
آنهایی که از او انتقاد می‌کنند و او را متهم به گرایش‌های انحصارطلبانه می‌کنند ممکن است هر از چند گاهی درنگ نمایند و این‌که جایگاه انقلاب کامپیوتر شخصی در حال حاضر بدون دخالت به موقع و مصلحت‌جویانه بیل گیتس در کجا بود، فکر و اندیشه کنند. سرانجام، با تمام خطاهایش، جر و بحث کردن در مورد این ادعا که بیل گیتس نقش مهمی در هدایت دوران تکنولوژیکی جدید داشته سخت و دشوار است. همچنین یادآوری این نکته ارزشمند است که برخلاف بسیاری از افراد خیلی ثروتمند جهان، او هنوز به دنبال تلاش برای معاش است.
متخصصان کامپیوتر وارث زمین خواهند بود
گیتس یکی از معدود مدیران موسس، اجرایی و فنی در صنعت کامپیوتر شخصی است که باقی مانده و از نظر تجاری موفق بوده است. او براستی یک کارشناس حقیقی و متخصص کامپیوتر است.
ویلیام هنری گیتس سوم در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در شهر سیاتل از ایالت واشنگتن به دنیا آمد. والدینش به خاطر وجود کلمه سوم در نامش او را «تری» نامیدند و اعضای خانواده هرگز او را با نام دیگری صدا نکردند. گیتس متفکری استثنایی بود به طوری که در سن ۸ یا ۹ سالگی دانشنامه خانوادگی را از اول تا آخر می‌خواند. (شرکتش یعنی مایکروسافت بعدا اولین دانشنامه روی دیسک فشرده را در دنیا به نام انکارتا (Encarta) منتشر کرد.) ولی اولین هدیه واقعی او درباره ریاضیات بود که در آن ماهر بود.
بیل جوان همراه با شریک همیشگی و دوستش پل آلن قبلا و در سن ۱۲ سالگی شیفته کامپیوتر و درگیر پروژه‌های مختلف برنامه‌نویسی بود و برنامه‌نویسی را در سراسر دوره دبیرستان انجام می‌داد. او و آلن بعدا شرکت مایکروسافت را بنیان گذاشتند.
گیتس که دانش‌آموزی برجسته و باهوش بود برخلاف بیشتر کودکان باهوش، به نظر می‌رسید که در هر کاری که انجام می‌دهد بی‌نظیر است. شور و شوق وی برای بردن و برنده شدن از همان سنین اولیه معلوم و آشکار بود. در لیک ساید، در مدرسه خصوصی و نخبه‌گرای سیاتل که برخی از تیزهوش‌ترین دانش‌آموزان را در وست کوست آمریکا جذب می‌کند عشق وی به ریاضیات سبب دلبستگی و اشتغال ذهن او به کامپیوتر گردید. حتی در لیک ساید، بیل گیتس برجسته و ممتاز بود. از این‌رو بچه‌ها سربه‌سر او می‌گذاشتند زیرا او آشکارا خیلی باهوش‌تر از بقیه دانش‌آموزان بود.
به طوری که جیمز والاس و جیم اریکسون در کتابشان به نام هارد درایو خاطرنشان می‌کنند: «حتی در محیطی مثل لیک ساید که بچه‌های باهوش در خور احترامند، دانش‌آموزی به تیزهوشی گیتس از سوی تعدادی دیگر از دانش‌آموزان مورد تمسخر قرار می‌گیرد.»
بنابه گفته یکی از همکلاسی‌های گیتس که اکنون یک معمار برجسته در سیاتل است: «گیتس اغلب با بچه‌ها در اتاق کامپیوتر معاشرت می‌کرد.» او از نظر اجتماعی بی‌عرضه و در بین دیگران معذب بود. ذهن این پسر کاملا مشغول علاقه او به کامپیوتر بود. به ندرت دیده می‌شد که تنیس بازی کند ولی نه زیاد چیز دیگر. در ابتدا من از گیتس و سایرین در اتاق کامپیوتر ترس داشتم و تا حدی حتی آنها را به صورت بت در می‌آوردم. ولی بعدا متوجه شدم که آنها به قدری احمق هستند که نخواستم دور و بر آنها باشم. بخشی از علتی که من از کار کامپیوتری خارج شدم آنها بودند… آنها از نظر اجتماعی خیلی خشک و متکبر بودند و من واقعا نمی‌خواستم که اینطوری باشم.»
آیا مصداق ضرب‌المثل «گربه که دستش به گوشت نمی‌رسد می‌گوید بو می‌دهد» نیست؟ شاید این‌طور باشد. ولی آشکارا گیتس و همکلاسی‌هایش استثنایی بودند حتی طبق استانداردهای لیک ساید. تا سال سوم دبیرستان گیتس از نظر کامپیوتربازان جوان‌تر لیک ساید چیزی در حد یک کارشناس کامپیوتر محسوب می‌شد. او اغلب در اتاق کامپیوتر ساعت‌ها جلسه دادگاه برگزار می‌کرد و داستان‌هایی درباره مزاحمان بدنام کامپیوتری بیان می‌کرد.
گیتس و برخی از دوستان کامپیوتریش گروه برنامه‌نویسان لیک ساید را که اختصاص به یافتن فرصت‌های پولسازی برای استفاده از مهارت‌های تازه به دست آمده برنامه‌نویسی کامپیوتر داشت تشکیل دادند. اکنون الگویی در حال پیدایش بود. همانطور که بعدا گیتس اظهار داشته: «من طرح دهنده بودم. من فردی بودم که گفت بیایید دنیای واقعی را فراخوانیم و سعی کنیم که چیزی را به آن بفروشیم.» در آن موقع او ۱۳ ساله بود.
رابطه نزدیک و فنی قابل توجه با آلن به مدت دو سال در سال‌های آخر دبیرستان به نظر می‌رسد که در این زمان گسترش یافته باشد. نقش آلن در داستان مایکروسافت و در محفل کوچک طرفداران لیک ساید که شرکت استخدام نموده اغلب دست کم گرفته می‌شود. گیتس، آلن، کنت ایوانز و ریچارد وی‌لند- دو عضو دیگر گروه برنامه‌نویسان لیک ساید- اغلب در تمام طول شب ابتدا به یک کامپیوتر کوچک (Minicomputer) که مالک آن جنرال الکتریک بود متصل بودند و بعدا به کامپیوتر شرکت کامپیوتر سنتر متصل گردیدند گاهی اوقات تا ساعات اولیه صبح به خانه نمی‌رسیدند. گیتس جوان که وقتش را این چنین صرف می‌کرد والدینش را نگران سرگرمی جدید پسرشان نمود. برای مدتی فعالیت‌های او را از ترس اینکه مبادا لطمه‌ای به درسش بزند متوقف کردند. تقریبا به مدت یکسال تمام، گیتس امتناع نمود. به عنوان نشانه‌ای از اشتهای سیری‌ناپذیر وی به دانش، توجه خود را به موضوع‌های دیگر معطوف کرد. در این دوره، او شماری زندگی‌نامه از جمله زندگی‌نامه ناپلئون و فرانکین روزولت را خواند. او گفت می‌خواستم بدانم که شخصیت‌های بزرگ تاریخ چگونه فکر می‌کردند. او همچنین کتاب‌های مربوط به کسب و کار، علوم و رمان را مطالعه نمود. یکی از کتاب‌های مورد علاقه وی «گیرنده در چاودار» نام داشت که او بعدا گزیده‌های بلندی از کتاب را برای دوست‌هایش از بر خواند. هلدن کالفیلد که شخصیت اصلی بود یکی از قهرمان‌های او شد. ولی اجالتا هرگونه طرحی را که بیل جوان ممکن بود برای تشکیل یک شرکت نرم‌افزاری با دوست دبیرستانی‌اش و رفیق کامپیوتربازش به کار برد موقتا متوقف گردید. والدینش اصرار داشتند که او باید به دانشگاه برود؛ آنها احساس می‌کردند که همراه بودن او با دانشجویان دیگر برایش خوب است.
ضریب هوشی بالا و شور و شوق زیاد گیتس ورود او را به دانشگاه هاروارد حتمی نمود. در پاییز سال ۱۹۳۷ بدون این که سمت و سوی واقعی او مشخص باشد وارد معتبرترین محل یادگیری یعنی کمبریج، ماساچوست گردید.
بعدا او گفت که هاروارد رفت تا از افرادی که باهوش‌تر از او بودند چیز یاد بگیرد… و دلسرد و ناامید شد. اظهارنظر احتمالا به همان اندازه که در مورد خود عقیده بیل گیتس گفته می‌شود درباره هاروارد هم وجود دارد.
گیتس با انتخاب اولیه حقوق به عنوان رشته اصلی دانشگاهی ممکن است انتظار داشته که رد پای پدر حقوقدانش را دنبال کند. ولی درواقع، او علاقه چندانی به حرفه حقوق نداشت و پدر و مادرش در مورد اینکه پسر سرسخت آنها راه خود را خواهد یافت کمی شک داشتند. با وجود این، در رویاهای پرهیجان خود، هیچکدام از آنها نمی‌توانستند تصور کنند که چه راهی در پیش روی پسرشان خواهد بود.
همچنان که معلوم شد گرفتن مدرک از هاروارد مدنظر نبود. در سال ۱۹۷۵ در حالی که هنوز در دانشگاه بود، گیتس برای یک نسخه از زبان بیسیک (Basic) که نوعی زبان اولیه در برنامه‌نویسی کامپیوتر است بار دیگر گروه خود را با پل آلن تشکیل داد. گیتس در سال ۱۹۷۷ با توجه به آمادگی دنیای جدید تصمیم گرفت که هاروارد را رها کند و به طور تمام وقت در شرکت کوچک نرم‌افزار کامپیوتر که با دوستش تاسیس کرده بود کار کند. این شرکت مایکروسافت نامیده شد.
از ترک تحصیل در دانشگاه هاروارد تا شکلک کامپیوتر
ظهور مایکروسافت هم سریع بود و هم بی‌وقفه. گیتس به زودی ثابت کرد که فردی است با درک مفاهیم فنی همراه با غریزه‌های عالی بازرگانی. هنگامی که بیماری باعث شد که آلن شرکت مایکروسافت را در اوایل دهه ۱۹۸۰ ترک کند، جایگاه گیتس به عنوان رهبر محکم‌تر شد. در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰، شرکت مایکروسافت محبوب مرکز معتبر مالی وال استریت (Wall Street) گردید. از بهای سهام ۲ دلار در سال ۱۹۸۶، سهام مایکروسافت تا نیمه اول سال ۱۹۹۶ به ۱۰۵ دلار افزایش یافت و گیتس را میلیاردر و بسیاری از همکارانش را میلیونر کرد.
اما افزایش بهای سهام شرکت مایکروسافت خبر از یک نظم کسب و کار جدید جهانی می‌داد. تام پیترز کارشناس مدیریت می‌گوید هنگامی که ارزش بازار مایکروسافت از ارزش بازار شرکت جنرال موتورز تجاوز نمود دنیای تجاری دگرگون شد. در خلال نوشتن این کتاب در ۱۶ سپتامبر سال ۱۹۹۸، ارزش شرکت مایکروسافت در بازار از ارزش شرکت بزرگ جنرال الکتریک (GE) فراتر رفت و بزرگترین شرکت آمریکا گردید که ارزش آن در بازار به ۲۶۲ بیلیون دلار رسید.
گیتس و مایکروسافت عمدتا جدا نشدنی‌اند.
فلسفه کسب و کار
سرگذشت مایکروسافت تقریبا سرگذشت یکی از شرکت‌هایی است که رشدی سریع و بی‌وقفه در یکی از رقابتی‌ترین صنایع جهانی داشته است. تحت رهبری بیل گیتس که شرکت را به کمک پل آلن در سال ۱۹۷۴ بنیان نهاد شرکت مایکروسافت با دو نفر آغاز به کار نمود و در حال حاضر بیش از ۲۰۵۰۰ نفر را در استخدام داشته و فروش آن افزون بر ۸/۸ بیلیون دلار در سال می‌باشد.
شرکت مایکروسافت موفقیت خود را ناشی از ۵ عامل زیر می‌داند:
- نگرش بلندمدت
- جهت‌دهی به نتایج
- کار گروهی و تلاش همه جانبه فردی
- دلبستگی به فرآورده‌های خود و مشتریان و
- گرفتن واکنش مشتری به طور پیوسته.
شرکت افراد خیلی باهوش و خلاق را استخدام می‌کند و با ایجاد شور و شوق آنها را در چالش مداوم و شرایط کار عالی نگه می‌دارد. (دادن سهام جور واجور نیز کمک خواهد کرد.) با کمتر از ۸ درصد، تغییرات پرسنلی آن در صنعت فن‌آوری اطلاعات فوق‌العاده پایین است.
با ایجاد محیطی آرام و دانشگاهی و بیزاری از نشانه‌های موقعیت اجتماعی با نگرش پرتوقع نسبت به کارآیی و تامین مهلت‌ها متعادل می‌گردد. هنگامی که افراد شرکت را ترک می‌کنند، پژوهش مایکروسافت نظر می‌دهد که آنها به این علت این کار را کرده‌اند که چالش تمام شده است. ولی شاید آشکارترین آزمایش فرهنگ مایکروسافت این است که بسیاری از کارکنان اصلی و اولیه آن هنوز آنجا هستند و کار می‌کنند. افراد زیادی در سنین اواخر ۲۰ سالگی و اوایل دهه ۳۰ سالگی با استفاده از امکانات سهام شرکت میلیونر شده‌اند. آنها به راحتی می‌توانستند بازنشسته شوند یا کنار بروند ولی نرفتند.
به قول یک مدیر مایکروسافت «چه کار دیگری در زندگی خود می‌کردند؟ در کجا می‌توانستند این قدر سرگرمی و لذت داشته باشند؟»
رمز و رازهای موفقیت
با تحلیل دقیق، ده رمز که موفقیت شرکت مایکروسافت و مدیران اجرایی استثنایی آن را توجیه می‌کند، آشکار می‌گردد. رمزهای انجام کسب و کار به شیوه بیل گیتس به قرار زیرند:
۱- در مکان مناسب و زمان درست دست به کار بزن
نسبت دادن موفقیت مایکروسافت به یک شانس و اقبال فوق‌العاده یعنی تضمین قرارداد تامین سیستم عامل برای اولین کامپیوتر شخصی آی بی ام راحت و آسان است. ولی در این کار عوامل دیگری بیش از شانس و اقبال دخالت داشته است. گیتس اهمیت معامله آی بی ام را تشخیص داد. او می‌دانست که آن معامله می‌تواند تاریخ کاربرد کامپیوتر شخصی را دگرگون کند و او بیش از شش ماه به طور خستگی‌ناپذیری کار کرد تا شانس موفق بودن را به حداکثر برساند.
۲- عاشق فناوری باش
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های موفقیت مداوم مایکروسافت دانش و آگاهی فنی گیتس بوده است. کنترل تصمیم‌های کلیدی و مهم در این زمینه به عهده وی بوده و در بسیاری از مواقع او سمت و سوی فن‌آوری را خیلی روشن‌تر از رقبایش تشخیص داده و همچنین آماده بوده که راه را نشان دهد.
۳- هیچکس را زندانی خود مکن
گیتس رقیب سرسختی است. هر کاری که کرده برنده شده. به عنوان یک معامله‌گر، این کار او را یک مذاکره کننده فوق‌العاده انعطاف‌ناپذیر می‌سازد. او استخوانی لای زخم باقی نمی‌گذارد و به طور آشکار در مورد رقبای کاری صحبت می‌کند.
۴- افراد خیلی باهوش را استخدام کن
«افراد دارای بهره یا ضریب هوشی بالا» اصطلاحی است در مایکروسافت برای باهوش‌ترین افراد. از همان ابتدا، گیتس همیشه اصرار داشته که شرکت به بهترین ذهن‌ها نیاز دارد. از اینکه افراد نادان از نظر فن شناختی به او صدمه نمی‌زنند خرسند است. در برخی جاها این کار به عنوان نخبه‌گرایی محسوب شده و انتقادهایی را برانگیخته ولی اثرات مثبتی داشته است. شرکت قادر به استخدام بسیاری از دانشجویان تیزهوش شده که مستقیما از دانشگاه به امید کار در بهترین شرکت جذب می‌شوند.
۵- رمز بقا را فراگیر
گیتس به راحتی می‌پذیرد که رقبایش بیشتر نبردهای بازرگانی را به خاطر اشتباهات خودشان باخته‌اند. آنچه او به ویژه در آن مهارت دارد فرار از دام‌هایی است که دیگران در آن می‌افتند و این در حالی است که او از فرصت‌های ناشی از اشتباهات دیگران بهره‌برداری می‌کند.
۶- انتظار تشکر و سپاس‌گزاری را نداشته باش
بیل گیتس اهمیت داشتن دوستان را در جایگاه‌های بالا می‌داند. با وجود نبرد جاری او با تنظیم‌کنندگان ضد تراست آمریکا، گیتس تلاش کرده که نظر مدیران اجرایی شرکت‌های فورچون ۵۰۰ را جلب نموده و گردهمایی‌هایی از مدیران اجرایی در سیاتل و سایر شهرها در سراسر ایالات متحده برگزار می‌کند.
۷- جایگاه برتر را برگزین
بیل گیتس نوعی رهبر جدید در کسب و کار است. در طول سالیان، بارها نشان داده که گویا او نزدیک‌ترین ارتباط را با غیب‌گوی صنعت کامپیوتر دارد. درک عمیق او از فن‌آوری به عنوان یک شیوه منحصر به فرد از ترکیب کردن داده‌ها به او توانایی ویژه‌ای داده که روندهای آتی را دریابد و استراتژی مایکروسافت را هدایت و راهنمایی کند. این کار نیز مایه شگفتی در بین طرفداران مایکروسافت و مرعوب شدن رقبای آن شده است.
۸- همه پایگاه‌ها را تحت پوشش قرار ده
عنصر مهم و کلیدی موفقیت مایکروسافت همانا توانایی آن در اداره و کنترل چند پروژه بزرگ به طور همزمان می‌باشد. خود گیتس یک فرد چندکاره اصلی است و گفته می‌شود که قادر به انجام چند گفت‌وگوی فنی به طور هم‌زمان می‌باشد، این توانایی قابل توجه وی در روش و نگرش شرکت بازتاب یافته است. به عبارت دیگر مرتب در حال کشف بازارهای جدید و کاربردهای جدید نرم‌افزاری است. با این کار حذف کارهای بزرگ بعدی منتفی است.
۹- یک کسب و کار جمع و جور را تدارک بین
در پیوند با ارزش‌گذاری بازار سهام شرکت، مایکروسافت نسبتا شرکت کوچکی باقی مانده است. همچنین از نظر داخلی، شرکت همواره به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شده تا مناسب‌ترین محیط گروه بازرگانی را حفظ کند. گاهی اوقات، تغییرات به قدری سریع بوده که به نظر می‌رسد مایکروسافت تقریبا به طور هفتگی بخش‌های جدید ایجاد می‌کند. گیتس به حفظ یک ساختار ساده اعتماد دارد تا او را قادر به حفظ کنترل شرکت کند. هر موقع احساس کند که خطوط ارتباطی در حال کشش یا نامشخص است او در ساده کردن ساختار تردیدی به خود راه نمی‌دهد.
۱۰- همیشه مواظب کارهایت باش
اکنون بیش از دو دهه است که گیتس در بالای سر کار و حرفه خود است. در این زمان او ثروتمندترین مرد جهان است که برای کسی که هنوز در اوایل دهه چهل سالگی خود است بد نیست. معذالک با وجود ثروت هنگفت و موفقیت‌هایش هیچ نشانه‌ای از کم شدن فعالیت گیتس دیده نمی‌شود. او می‌گوید که با این «ترس پنهان» برانگیخته می‌شود که ممکن است کار بزرگ بعدی را از دست بدهد. او قصد تکرار اشتباهات سایر شرکت‌های مسلط کامپیوتری نظیر آی- بی- ام و اپل (Apple) را ندارد.

آشنایی با؛بیل گیتس رئیس شرکت مایکروسافتپدیده گیتسبیل گیتس در سن ۴۳ سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن ۲۰ سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود ۵۰ بیلیون دلار است (گرچه خود گیتس تاکید دارد که بیشتر پول وی در سهام مایکروسافت صرف شده) و ثروت او به اندازه‌ای است که خارج از درک مردم است. به این دلیل ثروت وی هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را برمی‌انگیزاند.گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری می‌باشد. دوستان و آشنایان از قدرت پول وی شگفت‌زده شده‌اند و این شگفت‌زدگی موجب سرگرمی متداول دربارها و رستوران‌ها گردیده است. این باور که هرگز رهبر تجاری دیگری آنقدر پول نداشته جالب و وسوسه‌انگیز است. درواقع، افراد بازرگان خیلی ثروتمندی از قبیل هنری فورد و جان دی راکفلر وجود دارند ولی ثروت گیتس فقط بخشی از جذابیت اوست. طلوع برق‌آسای گیتس همراه با شهرت و اقبال وی موید ظهور یک نظم تجاری جهانی جدید است نظمی که تحت تسلط رده دیگری از رهبران تجاری قرار دارد. می‌توان آنها را آدم‌های غیرحرفه‌ای در امور کامپیوتر یا Nerds نامید ولی آنها چیزهایی را می‌دانند که بیشتر ما از آنها آگاهی نداریم. آنها نیروی بالقوه فن‌آوری جدید را به گونه‌ای درک می‌کنند که مدیران همه فن حریف سنتی فکرش را هم نمی‌توانند بکنند. آنها در مورد چیزهایی که ما واقعا درک نمی‌کنیم خیلی خیلی زیرک‌اند و این زیرکی همه ما را ناراحت می‌کند.وقتی که نوبت به آینده می‌رسد آنها آن را به دست می‌آورند ولی ما به دست نمی‌آوریم. گیتس که از نظر فنی باسواد و از لحاظ روشنفکری نخبه‌گراست نشانه‌ای از رهبران آتی می‌باشد. گرچه او در رد موند واشنگتن مستقر است احتمالا می‌توان وی را از بزرگترین بازرگانان ناحیه سلیکون ولی (Silicon Valley) نامید. از نظر برخی‌ها در شرکت مایکروسافت او یک چهره صوفیانه و تقریبا مذهبی است در حالی که از نظر دیگران در صنعت او ضدمسیح است. هر دو نظر غیرمتعارف به نظر می‌رسد ولی جای تردید نیست که نفوذ او تا چه اندازه قدرتمند می‌باشد. (با این همه سروصدا که درباره سوءاستفاده ادعایی از قدرت انحصار شده فراموش کردن آنچه در گذشته در دهه ۱۹۷۰ بر سر شرکت آی‌بی‌ام آمد و هدف تحقیقات ضد تراست بود، آسان می‌باشد). با همه این احوال، حافظه ضعیف می‌شود. امروزه ما شرکت آی- بی- ام را در مقایسه با شرکت مایکروسافت مقدس‌تر تلقی می‌کنیم. ماهیت قدرت چنین است. یعنی ما از آنچه کمتر درک می‌کنیم ترس بیشتری داریم.شما در شیوه مدیریت گیتس سرنخی از سبک رهبری در دانشکده‌های بازرگانی نخواهید یافت. درواقع، استادان و کارشناسان مدیریت در مورد آنچه رئیس هیئت مدیره مایکروسافت و مدیر اجرایی آن را اینقدر موفق ساخته به طور عجیبی ساکت هستند. شاید هم احساس حقارت و بی‌اعتنایی می‌کنند. گیتس سرانجام هاروارد را که در آن تحصیل حقوق می‌کرد رها نمود. دانشگاهیان بیشتر رهبران تجاری سنتی یعنی مدیران اجرایی سنتی را ترجیح می‌دهند.پس ما برای شناخت آنچه این امر را قابل توجه و مهم می‌سازد به کجا باید مراجعه کنیم؟ کجا بهتر از خود دانشنامه مایکروسافت یعنی Encarta است؟ در این دانشنامه تحت مدخل گیتس، ویلیام، هنری سوم آمده که «بیشتر موفقیت گیتس در توانایی وی نسبت به برگردان دیدهای فنی به استراتژی بازار و آمیختن خلاقیت با بینش فنی بستگی دارد.» سرانجام آنچه بیل گیتس را متمایز از هر رهبر تجاری دیگر در تاریخ می‌کند احتمالا نفوذی است که او بر زندگی‌های ما دارد. در حالی که قدرت غول‌های پیشین معمولا در یک بخش یا صنعت متمرکز بود، قدرت نرم‌افزاری مایکروسافت چنگ‌های خود را در هر حوزه‌ای از زندگی ما گسترانده است.سلطان‌های رسانه‌ای مانند روبرت مرداک ما را ناراحت می‌کنند زیرا آنها قدرتی دارند که آنچه را که در روزنامه‌ها و تلویزیون‌هایمان ظاهر می‌شود کنترل می‌کنند. ولی نفوذ افرادی که نرم‌افزار را می‌نویسند غیرقابل پیش‌بینی است. دانشنامه Encarta که مایکروسافت تولید نموده فقط نمونه‌ای است از چند مورد که چگونه بیل گیتس و شرکتش در هر جنبه از زندگی ما نفوذ می‌کند. از این‌که ما از تسلط بازار نرم‌افزاری‌اش احساس ناراحتی کنیم تعجبی ندارد. این‌که از او بدگویی شود و مورد حمله قرار گیرد شگفت‌آور نیست. روی هم رفته، چندتا از رهبران تجاری فرصت بازنویسی تاریخ را پیدا می‌کنند؟ولی در شرایط هوچی‌گری و ضدهوچی‌گری، بیل گیتس چه نوع فردی است؟ آیا او فردی تیزهوش است که اصولا فقط در کامپیوتر تیز و باهوش بوده و در زمان و مکان مناسب قرار گرفته، یا اینکه چیزی بدیمن‌تردرباره مردی وجود دارد که می‌توانست به راحتی در دهه بیست زندگی خود کناره‌گیری نماید یا بازنشسته شود ولی ترجیح می‌دهد که بیشتر روزها ۱۶ ساعت در روز کار کند.داستان‌ها در مورد گیتس ریاضی‌دان نابغه و برنامه‌نویس کامپیوتر و درباره سایر گیتسها، بازرگان بی‌رحمی که برای شکست یا سرکوب رقابت با تمام توان بیرون می‌رود، به طور فراوان وجود دارد. تنها با جدا کردن واقعیت از خیال می‌توان شروع به کشف گیتس واقعی نمود. آنچه از این تحلیل به جا می‌ماند یک تصویر به مراتب پیچیده‌تر است.این تنها یک داستان استعداد فنی و ثروت زیاد نیست، بلکه یک بینش قابل توجه تجاری و شور و شوق وسوسه‌انگیز برای بردن و پیروز شدن است. همچنین سرگذشتی است پیرامون یک سبک رهبری کاملا متفاوت از آنچه دنیای تجاری و کسب و کار قبلا به خود دیده است.آنچه که بیل گیتس به رهبران تجاری آینده پیشنهاد می‌کند الگوی جدید است الگویی که ویژگی‌ها و مهارت‌هایی را که خیلی مناسب برای چالش‌های قرن بیست و یکم است گردهم می‌آورد. بیل گیتس با وجود همه خطاهایش مطالب زیادی برای یاد دادن نسل بعدی بازرگانان و مدیران دارد.از زمان تشکیل مایکروسافت، گیتس این تصور خود را که روزی که روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد دنبال نموده است. (جالب اینکه شعار اصلی او عبارت بود از «روزی روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد که از نرم‌افزار مایکروسافت استفاده کند» ولی بخش آخر شعار این روزها از قلم افتاده چون که برخی افراد را ناراحت می‌کند)اکنون با نگاهی به گذشته پی می‌بریم که گسترش کامپیوترهای شخصی از اداره به خانه تقریبا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.بازاندیشی و بازنگری موضوع خیلی خوبی است ولی همانطور که گیتس نشان داده آینده‌نگری و دوراندیشی خیلی سودآورتر می‌باشد.همچنین مهم است یادآور شویم که صفحات نمایش و صفحات کلید همه جا حاضر و فراگیرند که همه ما امروزه وجود آنها را بدیهی می‌پنداریم چند دهه قبل جزء داستان‌های علمی تخیلی بود. در دهه ۱۹۶۰ هنگامی که آینده‌گراها در آمریکا سعی کردند که روند شکل‌گیری اجتماع را در باقیمانده قرن پیش‌بینی کنند آنها طلوع و ظهور کامپیوتر شخصی (PC) را کاملا نادیده گرفتند. بنابراین این امر تصادفی نیست که گیتس جوان کتاب‌های علمی و تخیلی را به خود اختصاص دهد.این‌که بیل گیتس به تنهایی مسبب بردن کامپیوتر شخصی به خانه‌ها و ادارات در سراسر دنیا باشد و یا اینکه هنری فورد بانی ظهور و پیدایش اتومبیل بوده، نادرست است. ولی وجه اشتراک آنها در این است که آنها نقش اصلی و محوری در تبدیل تصورات به واقعیت بازی کرده‌اند.گیتس با دگرگونی مایکروسافت و تبدیل آن به یک بازیگر مهم در صنعت کامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید برای ایجاد بستری جهت رشد خیلی زیاد در برنامه‌های کاربردی فکر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلی زود دریافت که اگر بخواهد فکرش را به نتیجه برساند، لازم و ضروری است که یک استاندارد صنعتی ایجاد شود. او همچنین می‌دانست که اگر هرکسی زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌تری برای داشتن قدرت در صنعت کامپیوتر خواهد داشت.چند سال قبل از این که شرکت آی- بی- ام برای یافتن یک سیستم عامل در کامپیوتر شخصی جدیدش به گیتس نزدیک شود گیتس تاسف عدم وجود یک سیستم عامل مشترک را می‌خورد و پیش‌بینی می‌کرد که بدون یک سیستم عامل نیروی بالقوه کامپیوترهای شخصی شناخته نخواهد شد. مقاله‌هایی که در آن زمان نوشت خبر از آن می‌داد که این فکر را بیش از هرکس دیگری در ذهن داشته است. با وجود آن، حقیقت این است که هنگامی که این فرصت دست داد گیتس آنچه را که می‌خواست به خوبی دید و آن را با هر دو دست گرفت. از آن موقع تاکنون او به همین نحو عمل کرده است.در اوایل دهه ۱۹۸۰، گیتس طراح اصلی حرکت مایکروسافت از تولیدکننده زبان‌های برنامه‌نویسی به یک شرکت نرم‌افزاری متنوع تبدیل گردید که همه‌چیز از سیستم عامل نظیر ویندوز گرفته تا کاربردهایی مانند Excel, Word همچنین ابزارهای برنامه‌نویسی را تولید می‌کرد. در این فرآیند او صنعت کامپیوتر را دگرگون کرد.آنهایی که از او انتقاد می‌کنند و او را متهم به گرایش‌های انحصارطلبانه می‌کنند ممکن است هر از چند گاهی درنگ نمایند و این‌که جایگاه انقلاب کامپیوتر شخصی در حال حاضر بدون دخالت به موقع و مصلحت‌جویانه بیل گیتس در کجا بود، فکر و اندیشه کنند. سرانجام، با تمام خطاهایش، جر و بحث کردن در مورد این ادعا که بیل گیتس نقش مهمی در هدایت دوران تکنولوژیکی جدید داشته سخت و دشوار است. همچنین یادآوری این نکته ارزشمند است که برخلاف بسیاری از افراد خیلی ثروتمند جهان، او هنوز به دنبال تلاش برای معاش است.متخصصان کامپیوتر وارث زمین خواهند بودگیتس یکی از معدود مدیران موسس، اجرایی و فنی در صنعت کامپیوتر شخصی است که باقی مانده و از نظر تجاری موفق بوده است. او براستی یک کارشناس حقیقی و متخصص کامپیوتر است.ویلیام هنری گیتس سوم در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در شهر سیاتل از ایالت واشنگتن به دنیا آمد. والدینش به خاطر وجود کلمه سوم در نامش او را «تری» نامیدند و اعضای خانواده هرگز او را با نام دیگری صدا نکردند. گیتس متفکری استثنایی بود به طوری که در سن ۸ یا ۹ سالگی دانشنامه خانوادگی را از اول تا آخر می‌خواند. (شرکتش یعنی مایکروسافت بعدا اولین دانشنامه روی دیسک فشرده را در دنیا به نام انکارتا (Encarta) منتشر کرد.) ولی اولین هدیه واقعی او درباره ریاضیات بود که در آن ماهر بود.بیل جوان همراه با شریک همیشگی و دوستش پل آلن قبلا و در سن ۱۲ سالگی شیفته کامپیوتر و درگیر پروژه‌های مختلف برنامه‌نویسی بود و برنامه‌نویسی را در سراسر دوره دبیرستان انجام می‌داد. او و آلن بعدا شرکت مایکروسافت را بنیان گذاشتند.گیتس که دانش‌آموزی برجسته و باهوش بود برخلاف بیشتر کودکان باهوش، به نظر می‌رسید که در هر کاری که انجام می‌دهد بی‌نظیر است. شور و شوق وی برای بردن و برنده شدن از همان سنین اولیه معلوم و آشکار بود. در لیک ساید، در مدرسه خصوصی و نخبه‌گرای سیاتل که برخی از تیزهوش‌ترین دانش‌آموزان را در وست کوست آمریکا جذب می‌کند عشق وی به ریاضیات سبب دلبستگی و اشتغال ذهن او به کامپیوتر گردید. حتی در لیک ساید، بیل گیتس برجسته و ممتاز بود. از این‌رو بچه‌ها سربه‌سر او می‌گذاشتند زیرا او آشکارا خیلی باهوش‌تر از بقیه دانش‌آموزان بود.به طوری که جیمز والاس و جیم اریکسون در کتابشان به نام هارد درایو خاطرنشان می‌کنند: «حتی در محیطی مثل لیک ساید که بچه‌های باهوش در خور احترامند، دانش‌آموزی به تیزهوشی گیتس از سوی تعدادی دیگر از دانش‌آموزان مورد تمسخر قرار می‌گیرد.»بنابه گفته یکی از همکلاسی‌های گیتس که اکنون یک معمار برجسته در سیاتل است: «گیتس اغلب با بچه‌ها در اتاق کامپیوتر معاشرت می‌کرد.» او از نظر اجتماعی بی‌عرضه و در بین دیگران معذب بود. ذهن این پسر کاملا مشغول علاقه او به کامپیوتر بود. به ندرت دیده می‌شد که تنیس بازی کند ولی نه زیاد چیز دیگر. در ابتدا من از گیتس و سایرین در اتاق کامپیوتر ترس داشتم و تا حدی حتی آنها را به صورت بت در می‌آوردم. ولی بعدا متوجه شدم که آنها به قدری احمق هستند که نخواستم دور و بر آنها باشم. بخشی از علتی که من از کار کامپیوتری خارج شدم آنها بودند… آنها از نظر اجتماعی خیلی خشک و متکبر بودند و من واقعا نمی‌خواستم که اینطوری باشم.»آیا مصداق ضرب‌المثل «گربه که دستش به گوشت نمی‌رسد می‌گوید بو می‌دهد» نیست؟ شاید این‌طور باشد. ولی آشکارا گیتس و همکلاسی‌هایش استثنایی بودند حتی طبق استانداردهای لیک ساید. تا سال سوم دبیرستان گیتس از نظر کامپیوتربازان جوان‌تر لیک ساید چیزی در حد یک کارشناس کامپیوتر محسوب می‌شد. او اغلب در اتاق کامپیوتر ساعت‌ها جلسه دادگاه برگزار می‌کرد و داستان‌هایی درباره مزاحمان بدنام کامپیوتری بیان می‌کرد.گیتس و برخی از دوستان کامپیوتریش گروه برنامه‌نویسان لیک ساید را که اختصاص به یافتن فرصت‌های پولسازی برای استفاده از مهارت‌های تازه به دست آمده برنامه‌نویسی کامپیوتر داشت تشکیل دادند. اکنون الگویی در حال پیدایش بود. همانطور که بعدا گیتس اظهار داشته: «من طرح دهنده بودم. من فردی بودم که گفت بیایید دنیای واقعی را فراخوانیم و سعی کنیم که چیزی را به آن بفروشیم.» در آن موقع او ۱۳ ساله بود.رابطه نزدیک و فنی قابل توجه با آلن به مدت دو سال در سال‌های آخر دبیرستان به نظر می‌رسد که در این زمان گسترش یافته باشد. نقش آلن در داستان مایکروسافت و در محفل کوچک طرفداران لیک ساید که شرکت استخدام نموده اغلب دست کم گرفته می‌شود. گیتس، آلن، کنت ایوانز و ریچارد وی‌لند- دو عضو دیگر گروه برنامه‌نویسان لیک ساید- اغلب در تمام طول شب ابتدا به یک کامپیوتر کوچک (Minicomputer) که مالک آن جنرال الکتریک بود متصل بودند و بعدا به کامپیوتر شرکت کامپیوتر سنتر متصل گردیدند گاهی اوقات تا ساعات اولیه صبح به خانه نمی‌رسیدند. گیتس جوان که وقتش را این چنین صرف می‌کرد والدینش را نگران سرگرمی جدید پسرشان نمود. برای مدتی فعالیت‌های او را از ترس اینکه مبادا لطمه‌ای به درسش بزند متوقف کردند. تقریبا به مدت یکسال تمام، گیتس امتناع نمود. به عنوان نشانه‌ای از اشتهای سیری‌ناپذیر وی به دانش، توجه خود را به موضوع‌های دیگر معطوف کرد. در این دوره، او شماری زندگی‌نامه از جمله زندگی‌نامه ناپلئون و فرانکین روزولت را خواند. او گفت می‌خواستم بدانم که شخصیت‌های بزرگ تاریخ چگونه فکر می‌کردند. او همچنین کتاب‌های مربوط به کسب و کار، علوم و رمان را مطالعه نمود. یکی از کتاب‌های مورد علاقه وی «گیرنده در چاودار» نام داشت که او بعدا گزیده‌های بلندی از کتاب را برای دوست‌هایش از بر خواند. هلدن کالفیلد که شخصیت اصلی بود یکی از قهرمان‌های او شد. ولی اجالتا هرگونه طرحی را که بیل جوان ممکن بود برای تشکیل یک شرکت نرم‌افزاری با دوست دبیرستانی‌اش و رفیق کامپیوتربازش به کار برد موقتا متوقف گردید. والدینش اصرار داشتند که او باید به دانشگاه برود؛ آنها احساس می‌کردند که همراه بودن او با دانشجویان دیگر برایش خوب است.ضریب هوشی بالا و شور و شوق زیاد گیتس ورود او را به دانشگاه هاروارد حتمی نمود. در پاییز سال ۱۹۳۷ بدون این که سمت و سوی واقعی او مشخص باشد وارد معتبرترین محل یادگیری یعنی کمبریج، ماساچوست گردید.بعدا او گفت که هاروارد رفت تا از افرادی که باهوش‌تر از او بودند چیز یاد بگیرد… و دلسرد و ناامید شد. اظهارنظر احتمالا به همان اندازه که در مورد خود عقیده بیل گیتس گفته می‌شود درباره هاروارد هم وجود دارد.گیتس با انتخاب اولیه حقوق به عنوان رشته اصلی دانشگاهی ممکن است انتظار داشته که رد پای پدر حقوقدانش را دنبال کند. ولی درواقع، او علاقه چندانی به حرفه حقوق نداشت و پدر و مادرش در مورد اینکه پسر سرسخت آنها راه خود را خواهد یافت کمی شک داشتند. با وجود این، در رویاهای پرهیجان خود، هیچکدام از آنها نمی‌توانستند تصور کنند که چه راهی در پیش روی پسرشان خواهد بود.همچنان که معلوم شد گرفتن مدرک از هاروارد مدنظر نبود. در سال ۱۹۷۵ در حالی که هنوز در دانشگاه بود، گیتس برای یک نسخه از زبان بیسیک (Basic) که نوعی زبان اولیه در برنامه‌نویسی کامپیوتر است بار دیگر گروه خود را با پل آلن تشکیل داد. گیتس در سال ۱۹۷۷ با توجه به آمادگی دنیای جدید تصمیم گرفت که هاروارد را رها کند و به طور تمام وقت در شرکت کوچک نرم‌افزار کامپیوتر که با دوستش تاسیس کرده بود کار کند. این شرکت مایکروسافت نامیده شد.از ترک تحصیل در دانشگاه هاروارد تا شکلک کامپیوترظهور مایکروسافت هم سریع بود و هم بی‌وقفه. گیتس به زودی ثابت کرد که فردی است با درک مفاهیم فنی همراه با غریزه‌های عالی بازرگانی. هنگامی که بیماری باعث شد که آلن شرکت مایکروسافت را در اوایل دهه ۱۹۸۰ ترک کند، جایگاه گیتس به عنوان رهبر محکم‌تر شد. در نیمه دوم دهه ۱۹۸۰، شرکت مایکروسافت محبوب مرکز معتبر مالی وال استریت (Wall Street) گردید. از بهای سهام ۲ دلار در سال ۱۹۸۶، سهام مایکروسافت تا نیمه اول سال ۱۹۹۶ به ۱۰۵ دلار افزایش یافت و گیتس را میلیاردر و بسیاری از همکارانش را میلیونر کرد.اما افزایش بهای سهام شرکت مایکروسافت خبر از یک نظم کسب و کار جدید جهانی می‌داد. تام پیترز کارشناس مدیریت می‌گوید هنگامی که ارزش بازار مایکروسافت از ارزش بازار شرکت جنرال موتورز تجاوز نمود دنیای تجاری دگرگون شد. در خلال نوشتن این کتاب در ۱۶ سپتامبر سال ۱۹۹۸، ارزش شرکت مایکروسافت در بازار از ارزش شرکت بزرگ جنرال الکتریک (GE) فراتر رفت و بزرگترین شرکت آمریکا گردید که ارزش آن در بازار به ۲۶۲ بیلیون دلار رسید.گیتس و مایکروسافت عمدتا جدا نشدنی‌اند.فلسفه کسب و کارسرگذشت مایکروسافت تقریبا سرگذشت یکی از شرکت‌هایی است که رشدی سریع و بی‌وقفه در یکی از رقابتی‌ترین صنایع جهانی داشته است. تحت رهبری بیل گیتس که شرکت را به کمک پل آلن در سال ۱۹۷۴ بنیان نهاد شرکت مایکروسافت با دو نفر آغاز به کار نمود و در حال حاضر بیش از ۲۰۵۰۰ نفر را در استخدام داشته و فروش آن افزون بر ۸/۸ بیلیون دلار در سال می‌باشد.شرکت مایکروسافت موفقیت خود را ناشی از ۵ عامل زیر می‌داند:- نگرش بلندمدت- جهت‌دهی به نتایج- کار گروهی و تلاش همه جانبه فردی- دلبستگی به فرآورده‌های خود و مشتریان و- گرفتن واکنش مشتری به طور پیوسته.شرکت افراد خیلی باهوش و خلاق را استخدام می‌کند و با ایجاد شور و شوق آنها را در چالش مداوم و شرایط کار عالی نگه می‌دارد. (دادن سهام جور واجور نیز کمک خواهد کرد.) با کمتر از ۸ درصد، تغییرات پرسنلی آن در صنعت فن‌آوری اطلاعات فوق‌العاده پایین است.با ایجاد محیطی آرام و دانشگاهی و بیزاری از نشانه‌های موقعیت اجتماعی با نگرش پرتوقع نسبت به کارآیی و تامین مهلت‌ها متعادل می‌گردد. هنگامی که افراد شرکت را ترک می‌کنند، پژوهش مایکروسافت نظر می‌دهد که آنها به این علت این کار را کرده‌اند که چالش تمام شده است. ولی شاید آشکارترین آزمایش فرهنگ مایکروسافت این است که بسیاری از کارکنان اصلی و اولیه آن هنوز آنجا هستند و کار می‌کنند. افراد زیادی در سنین اواخر ۲۰ سالگی و اوایل دهه ۳۰ سالگی با استفاده از امکانات سهام شرکت میلیونر شده‌اند. آنها به راحتی می‌توانستند بازنشسته شوند یا کنار بروند ولی نرفتند.به قول یک مدیر مایکروسافت «چه کار دیگری در زندگی خود می‌کردند؟ در کجا می‌توانستند این قدر سرگرمی و لذت داشته باشند؟»رمز و رازهای موفقیتبا تحلیل دقیق، ده رمز که موفقیت شرکت مایکروسافت و مدیران اجرایی استثنایی آن را توجیه می‌کند، آشکار می‌گردد. رمزهای انجام کسب و کار به شیوه بیل گیتس به قرار زیرند:۱- در مکان مناسب و زمان درست دست به کار بزننسبت دادن موفقیت مایکروسافت به یک شانس و اقبال فوق‌العاده یعنی تضمین قرارداد تامین سیستم عامل برای اولین کامپیوتر شخصی آی بی ام راحت و آسان است. ولی در این کار عوامل دیگری بیش از شانس و اقبال دخالت داشته است. گیتس اهمیت معامله آی بی ام را تشخیص داد. او می‌دانست که آن معامله می‌تواند تاریخ کاربرد کامپیوتر شخصی را دگرگون کند و او بیش از شش ماه به طور خستگی‌ناپذیری کار کرد تا شانس موفق بودن را به حداکثر برساند.۲- عاشق فن‌آوری باشیکی از مهم‌ترین جنبه‌های موفقیت مداوم مایکروسافت دانش و آگاهی فنی گیتس بوده است. کنترل تصمیم‌های کلیدی و مهم در این زمینه به عهده وی بوده و در بسیاری از مواقع او سمت و سوی فن‌آوری را خیلی روشن‌تر از رقبایش تشخیص داده و همچنین آماده بوده که راه را نشان دهد.۳- هیچکس را زندانی خود مکنگیتس رقیب سرسختی است. هر کاری که کرده برنده شده. به عنوان یک معامله‌گر، این کار او را یک مذاکره کننده فوق‌العاده انعطاف‌ناپذیر می‌سازد. او استخوانی لای زخم باقی نمی‌گذارد و به طور آشکار در مورد رقبای کاری صحبت می‌کند.۴- افراد خیلی باهوش را استخدام کن«افراد دارای بهره یا ضریب هوشی بالا» اصطلاحی است در مایکروسافت برای باهوش‌ترین افراد. از همان ابتدا، گیتس همیشه اصرار داشته که شرکت به بهترین ذهن‌ها نیاز دارد. از اینکه افراد نادان از نظر فن شناختی به او صدمه نمی‌زنند خرسند است. در برخی جاها این کار به عنوان نخبه‌گرایی محسوب شده و انتقادهایی را برانگیخته ولی اثرات مثبتی داشته است. شرکت قادر به استخدام بسیاری از دانشجویان تیزهوش شده که مستقیما از دانشگاه به امید کار در بهترین شرکت جذب می‌شوند.۵- رمز بقا را فراگیرگیتس به راحتی می‌پذیرد که رقبایش بیشتر نبردهای بازرگانی را به خاطر اشتباهات خودشان باخته‌اند. آنچه او به ویژه در آن مهارت دارد فرار از دام‌هایی است که دیگران در آن می‌افتند و این در حالی است که او از فرصت‌های ناشی از اشتباهات دیگران بهره‌برداری می‌کند.۶- انتظار تشکر و سپاس‌گزاری را نداشته باشبیل گیتس اهمیت داشتن دوستان را در جایگاه‌های بالا می‌داند. با وجود نبرد جاری او با تنظیم‌کنندگان ضد تراست آمریکا، گیتس تلاش کرده که نظر مدیران اجرایی شرکت‌های فورچون ۵۰۰ را جلب نموده و گردهمایی‌هایی از مدیران اجرایی در سیاتل و سایر شهرها در سراسر ایالات متحده برگزار می‌کند.۷- جایگاه برتر را برگزینبیل گیتس نوعی رهبر جدید در کسب و کار است. در طول سالیان، بارها نشان داده که گویا او نزدیک‌ترین ارتباط را با غیب‌گوی صنعت کامپیوتر دارد. درک عمیق او از فن‌آوری به عنوان یک شیوه منحصر به فرد از ترکیب کردن داده‌ها به او توانایی ویژه‌ای داده که روندهای آتی را دریابد و استراتژی مایکروسافت را هدایت و راهنمایی کند. این کار نیز مایه شگفتی در بین طرفداران مایکروسافت و مرعوب شدن رقبای آن شده است.۸- همه پایگاه‌ها را تحت پوشش قرار دهعنصر مهم و کلیدی موفقیت مایکروسافت همانا توانایی آن در اداره و کنترل چند پروژه بزرگ به طور همزمان می‌باشد. خود گیتس یک فرد چندکاره اصلی است و گفته می‌شود که قادر به انجام چند گفت‌وگوی فنی به طور هم‌زمان می‌باشد، این توانایی قابل توجه وی در روش و نگرش شرکت بازتاب یافته است. به عبارت دیگر مرتب در حال کشف بازارهای جدید و کاربردهای جدید نرم‌افزاری است. با این کار حذف کارهای بزرگ بعدی منتفی است.۹- یک کسب و کار جمع و جور را تدارک بیندر پیوند با ارزش‌گذاری بازار سهام شرکت، مایکروسافت نسبتا شرکت کوچکی باقی مانده است. همچنین از نظر داخلی، شرکت همواره به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شده تا مناسب‌ترین محیط گروه بازرگانی را حفظ کند. گاهی اوقات، تغییرات به قدری سریع بوده که به نظر می‌رسد مایکروسافت تقریبا به طور هفتگی بخش‌های جدید ایجاد می‌کند. گیتس به حفظ یک ساختار ساده اعتماد دارد تا او را قادر به حفظ کنترل شرکت کند. هر موقع احساس کند که خطوط ارتباطی در حال کشش یا نامشخص است او در ساده کردن ساختار تردیدی به خود راه نمی‌دهد.۱۰- همیشه مواظب کارهایت باشاکنون بیش از دو دهه است که گیتس در بالای سر کار و حرفه خود است. در این زمان او ثروتمندترین مرد جهان است که برای کسی که هنوز در اوایل دهه چهل سالگی خود است بد نیست. معذالک با وجود ثروت هنگفت و موفقیت‌هایش هیچ نشانه‌ای از کم شدن فعالیت گیتس دیده نمی‌شود. او می‌گوید که با این «ترس پنهان» برانگیخته می‌شود که ممکن است کار بزرگ بعدی را از دست بدهد. او قصد تکرار اشتباهات سایر شرکت‌های مسلط کامپیوتری نظیر آی- بی- ام و اپل (Apple) را ندارد.


پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۰۸ | مرتبط با : کارآفرینی |

پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان

یکی از مسائلی که نتیجه مطالعات متعدد در کشورهای مختلف است پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان است. بنابراین یک مسئله امکان طرح و بررسی دارد و آن این سوال است که چرا نرخ کارآفرینی بین زنان کمتر است؟

این سوال از اینرو اهمیت دارد که نزدیک به نیمی از جمعیت کشورها را زنان تشکیل میدهند و در عین حال بواسطه تحولات گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و فنی ، زنان آمادگی بیشتری برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی پیدا کرده اند. بنابراین هرگونه افزایش در نرخ کارآفرینی زنان میتواند در نهایت به شتاب گیری توسعه کارآفرینی منجر گردد. اما چرا زنان کمتر از مردان به شروع فعالیتهای کارآفرینانه اقدام میکنند؟ و آیا دلایل موثر در کاهش نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان از آنچنان اهمیتی برخوردارند که نیاز به رویکرد های متفاوتی در توسعه کارآفرینی زنان را موجه سازند؟
علم کارآفرینی اساسا به دنبال ارائه پاسخی به دو دسته سوالات کلیدی است: • چرا تنها برخی افراد قادر به تشخیص فرصتهای کسب سود میباشند؟ • چرا فقط معدودی از آنها قادر به بهره برداری از فرصتها میباشند؟ متاسفانه نظریه ای جهانشمول که مورد تایید همه محققین باشد برای سوالات مذکور تدوین نشده و لذا استفاده از چارچوبهائی پیشنهاد شده است که با استفاده از آنها بتوان مجموعه پراکنده و گاه متناقض از داده ها و اطلاعات پژوهشی را سازماندهی نموده و نظمی بین آنها ایجاد نمود.
یکی از این چارچوبها الگوی چهار بعدی گارتنر (۱۹۸۵) است  که در آن چهار عنصر فرد ، سازمان ، فرایند و محیط در تعامل با یکدیگر قرار دارند. با مبنا قرار دادن این الگو مقاله فعلی در پی تفکیک و طبقه بندی برخی از متغییرها است که احتمالا بر نرخ کارآفرینی زنان موثر میباشند.
۱ – محیط و کارآفرینی زنان تاثیر محیط در فعالیتهای کارآفرینانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما کارهای انجام شده تا حدود زیادی راهگشا میباشند.
تقسیم بندی محیط: محیط کارآفرینان عموما به دو بخش محیط عمومی و محیط اختصاصی قابل تقسیم بندی است. (Bruno & Tyebjee ۱۹۸۲ ) محیط عمومی از سه مولفه هنجاری ، ادراکی و اداری تشکیل شده است. (Busenitz et l. ۲۰۰۰۰ ) منظور از مولفه هنجاری عمدتا فرهنگ ملی و نظام ارزشی – رفتاری مسلط است. در فرهنگهائی که خانه داری و مادری به عنوان تنها گزینه های بهنجار برای زنان تعریف شده باشد ، انتظار میرود که نرخ کارآفرینی زنان نیز کاهش پیدا کند. مولفه دوم ادراکی است و منظور از آن متوسط دانش عمومی از تاسیس و راهبری کسب وکار است. اگر چه سیستم تعلیم و تربیتی مستقر نقشی عمده دارد و این سیستمها سالهاست که بطور مساوی برای هر دو جنس از آموزه های مربوط به تاسیس و راهبری کسب و کار خالی بوده است اما در حوزه شناخت ناشی از تمرین و تجربه فضای ادراکی به نفع زنان نبوده است.
زنان بطور سنتی ازتمرین و تجربه در حوزه تاسیس و راهبری سازمانها جدا نگهداشته شده اند و این جدائی باعث شده است تا متوسط دانش جامعه زنان در خصوص تاسیس و راهبری سازمانها کمتر از جامعه مردان باشد. مولفه سوم از محیط عمومی زنان بعد اداری – قانونی آن است. در این مولفه منظور ساختار اداری و نظام قوانین ناظر بر تاسیس و راهبری کسب و کار است. اگر چه به ظاهر این سیستم بدون هر گونه تبعیض جنسیتی طراحی شده و مرد و زن را به یکسان مینگرد ، اما اگر قبول داشته باشیم که مولفه های هنجاری و ادراکی بر حسب جنسیت متفاوت میباشند ، در اینصورت عدم تبعیض سیستم اداری – حقوقی خود نوعی تبعیض است. بنابراین مولفه اداری – حقوقی نیز موانعی را برای افراد بسته به جنسیت آنها ایجاد میکند. در یک جمع بندی محیط عمومی ( فرهنگ – سیستم آموزشی – نظام اداری و حقوقی ) امکان شروع مساوی فعالیتهای کارآفرینانه را از زنان در مقایسه با مردان گرفته است. علاوه بر محیط عمومی ، در محیط اختصاصی نیز میتوان با محدودیتهای اساسی بر سر راه کارآفرینی زنان مواجه بود.
منظور از محیط اختصاصی مجموعه مناسبات کارآفرین با افراد و نهاد های پیرامونی است. به عبارت دیگر شبکه اجتماعی پیرامون کارآفرین محیط نزدیک وی را ساخته و از این طریق بر اثرات محیط عمومی نقش میانجی و تعدیل کننده را دارد. استفاده از تحلیل شبکه ها در تبیین کارآفرینی از قدمت چندانی برخوردار نبوده و لذا کمتر شناخته شده است. در این رویکرد مجموعه مناسبات فرد با سایر اقراد نظیر خانواده ، دوستان ، آشنایان و همکاران از دو جهت حایز اهمیت است. محققین نشان داده اند که ویژگیهای ساختاری این شبکه اجتماعی پیرامون کارآفرین و نیز موقعیت فرد در آن در تشخیص فرصتهای کارآفرینی و مهمتر از آن در تجهیز منابع برای بهره برداری از فرصت ها موثر است. ( Hill et. al. ۱۹۹۷ ) نقش شبکه ها در فرایند کارآفرینی عبارتست از: • تامین سریع ، با کیفیت و دقیق اطلاعات مربوط به فرصتها • مشاوره در ارزیابی و انتخاب ایده های بهره برداری حمایت از کارآفرین در تامین و تجهیز منابع در واقع ساخت و کارکرد شبکه های اجتماعی و تفاوتهای مشاهده شده در آنها بر حسب افراد مختلف ، باعث ایجاد تفاوت در ساختار فرصت و ساختار منابع برای آن فرد خواهد بود. سه مکانیسم اصلی بسط و بهبود ساختار فرصت و ساختار منابع عبارتند از: • ایجاد روابط جدید • چرخه ای کردن روابط موجود • هماهنگ کردن روابط موجود و جدید • اکثریت قابل توجهی از زنان بطور سنتی در خانه بسر برده و این باعث میگردد تا شبکه اجتماعی آنها اولا کوچک بوده و ثانیا حلقه ای بسته را شامل گردد. در مقابل از آنجا که مردان میتوانند ساعات بیشتری از وقت خود را در بیرون از خانه بگذرانند ، شبکه اجتماعی آنان گسترده تر و متنوعتر است. با توجه به ملاحظات مذکور محدودیتهای ساختاری و کارکردی شبکه اجتماعی زنان در مقایسه با مردان محدودیتهای مضاعفی را در مشارکت مساوی در فعالیتهای کارآفرینانه ایجاد میکند.
۲ – تفاوتها و محدودیتهای فردی دومین موضوعی که قابل بررسی در تبیین موانع کارآفرینی زنان را دارد ، تفاوتهای فردی بین کارآفرینان زن و مرد است. اگرچه مطالعات صورت گرفته تفاوتی را در خصوصیات و ویژگیهای شخصیتی زنان و مردان کارآفرین نشان نداده است ، اما بایستی بر این نکته اشاره نمود که بین شخصیت و کارآفرینی متغییر های فردی متعددی قرار دارند که دانش ما در خصوص آنها بتدریج در حال شکل گیری و تکمیل است. مطالعات صورت گرفته در سالهای اخیر نشان داده است که مهمتر از ویژگیهای شخصیتی نظیر میل به کامیابی و ریسک پذیری و نظائر آن ، ساختار فکری و کارکردهای ذهنی افراد نقشی به مراتب با اهمیت تر ایفا میکنند.
ذهن افراد اصولا واجد هر دو الگوی فرصت و تهدید با همدیگر است. به عبارت دیگر همه افراد واجد دو الگوی فکری (mental schema) فرصت و تهدید میباشند که کارآفرینی افراد در وهله اول ناشی از فعال شدن سریع تر الگوی فرصت در مقایسه با الگوی تهدید است. (Highhouse, Mohammed, Hoffman, ۲۰۰۲ ) اصولا فرصت موقعیتی است که اولا بتوان بر آن کنترل اعمال نمود و ثانیا پی آمدهای موقعیت نیز مثبت ارزیابی گردند. در مقابل تهدید موقعیت ، حالت و رخدادی است که اولا نتوانیم بر آن کنترلی را اعمال کنیم و ثانیا پیامدهای آن منفی ارزیابی گردند. همانگونه که در بحث محیطی بیان شد ، محیط عمومی از طریق محیط اختصاصی بر رفتار افراد به لحاظ مطابقت با هنجارها ، مطابقت با سطح دانش عمومی و سازگاری با نظام اداری – حقوقی تاثیر میگذارد . این تاثیر بدوا در سیستم فکری و ادراکی افراد بروز یافته و در رفتار آنها تاثیر گذار خواهد بود. بنابراین انتظار میرود بواسطه مسائل فوق در زنان و در غالب حالات الگوی تهدید نسبت به الگوی فرصت سریعتر فعال گردد. به این تفاوتها بایستی تفاوتهای ژنتیکی نظیر میزان فعالیتهای نیمکره های مغز را هم افزود تا بتوان گفت که در سطح ادراکی هم تفاوتهای جدی بین جنسیت های متفاوت در شروع و دوام فعالیتهای کارآفرینانه وجود دارد. این تفاوتها را میتوان در رفتارهای کارآفرینان زن و در مقایسه با کارآفرینان مرد مورد پیگیری قرار داد.
اصولا کارآفرینان را میتوان در چهار دسته به شرح زیر تقسیم بندی نمود ( Alsos & Kaikkeno ۲۰۰۴ ) : • کارآفرینان فرصت رو • کارآفرینان فرصت بین • کارآفرینان فرصت جو • کارآفرینان فرصت ساز دو دسته اول اصولا بطور انفعالی و در مواجهه با پالسهای غیرمترقبه ذهنی ( گروه اول ) و عینی ( گروه دوم) اقدام به کارآفرینی میکنند. هر دو دسته دوم اصولا در مقابل فرصتها اقدام به جستجوی آگاهانه ای میکنند .کارآفرینان فرصت جو ، فرصت را در محیط عینی کشف کرده و کارآفرینان فرصت ساز آن را در محیط ذهنی ایجاد و در محیط به آن عینیت میدهند.(در یک ارزیابی کلی و در فقدان داده های تجربی و میدانی در ایران میتوان گفت که: اولا شدت کارآفرینی افراد ( برحسب خود اشتغالی ، تاسیس کسب و کار کوچک ،ایجاد شرکتهای بزرگ) نتیجه و برایند قرار گرفتن آنها در هر کدام از گروههای چهارگانه فوق است .

به نقل از بازار کار


کسب و کار و فناوری اطلاعات
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۰۸ | مرتبط با : کسب و کار |

کسب و کار و فناوری اطلاعات

چکیده
جهان امروزی با پیچیده شدن محیط کسب و کار، تغییرات عمیقی را تجربه می کند. این تغییرات به گونه‌ای چشمگیر روشی را که ما در آن فعالیت های روزانه را انجام می دهیم و روشی که خودمان را برای رویارویی با آینده آماده می کنیم، تغییر می دهد و برای دنیای ما چالشها و فرصت‌هایی را ایجاد می‌کند. بسیاری از این تغییرات، تغییر چشمگیر کسب وکار وساختارهای چابکتر و انعطاف پذیرتر را می‌طلبد. سازمان ها برای دستیابی به چنین قابلیت هایی باید استفاده استراتژیک از فناوری اطلاعات را مورد توجه قرار دهند. چنین امری می تواند ماهیت اصلی یک صنعت را تغییر دهد. استفاده اثربخش فناوری اطلاعات نیازمند همسویی فناوری اطلاعات و کسب کار است. بیش از چندین سال است که متخصصان سعی کرده اند به این پرسش پاسخ دهند که چگونه فعالیت های فناوری اطلاعات و کسب کار را همسو کنندکه برای نخستین بار هندرسون و ونکاترامن یک الگوی همسویی استراتژیک را تعریف کردند. در این مقاله بر مبنای این مدل، ضرورت همسویی بین فناوری اطلاعات وکسب وکار و نقش آن در تحول سازمان شرح داده می شود.

مقدمه
در سال ۱۹۹۳ هندرسون و ونکاترامن برای نخستین بار یک الگوی همسویی استراتژیک را تعریف کردند. آنها این مدل را در پاسخ به محیط به سرعت متغیر کسب و کار، توسعه دادند. به گفته نویسندگان « همسویی استراتژیک یک مفهوم است که مدل ارتباط وظیفه ای سنتی برنامه ریزی فناوری اطلاعات را با مدلی که به فرایند مدیریت استراتژیک خیلی منسجم نیاز دارد جایگزین می‌کند، (Smaczny,2001:797). در این مقاله بر اساس این مدل، ما توضیح می دهیم که چگونه استراتژی‌های فناوری اطلاعات با استراتژی‌های کسب و کار و همچنین فرایندها و زیرساخت‌های سازمان با فرایندها و زیرساخت های فناوری اطلاعات همسو می شوند، تا سازمان در یک محیط رقابتی و پویا پاسخگوی تغییرات باشد و به مزیت رقابتی و استراتژیک دست یابد.

فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات به طور کلی به عنوان اصطلاحی پذیرفته شده که به طور سریع دامنه گسترده ای از تجهیزات و کامپیوترها، ابزارها، ذخیره سازی داده‌ها، ابزارهای ارتباطات و شبکه ای، کاربردها و خدمات که توسط سازمانها استفاده شده، تا داده و اطلاعات و دانش را ایجاد کنند،گفته می‌شود. (Luftman & Lewis, 1993)

تعاریف همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار
با وجود اهمیت ظاهری همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار، بیشتر مقالات در مورد اینکه چگونه همسویی را تعریف کنند، به نسبت مبهم اند. وایرنینگ و همکاران در سال ۲۰۰۵ این همسویی را به عنوان مسأله منطبق کردن خدمات IT با نیازمندیهای کسب و کار با در نظر گرفتن کسب و کار به عنوان اصل تعریف کردند. این رویکرد منطقی اما سنتی، در مقابل نظر پوئلز است که بیان می‌کند همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار تأثیر متقابلی بین فناوری اطلاعات و کسب و کار را نشان می دهد. مشکل دیگری که در تعریف همسویی وجود دارد این است که آیا این همسویی یک حالت است یا سطحی که می تواند به دست آید، یا فرایندی است که به یک حالت معین (بالاتر) می رسد. مفهوم همسویی به عنوان یک حالت، بیشتر به وسیله لافمن در سال ۲۰۰۰ توسعه یافت که سطح بلوغ همسویی یک سازمان را ارزیابی می کند. محققان دیگری در سال ۱۹۹۶ درجه ای از سطح همسویی را اندازه گیری کردند. رویکرد فرایندی به همسویی با کسب و کار فناوری اطلاعات را می‌توان در متدولوژی‌های برنامه ریزی فناوری اطلاعات که در دهه ۷۰ و ۸۰ توسعه یافتند، مشاهده کرد. همچنین برودنت ووایل زمانی که بیان کردند که همسویی یک حرکت است، نه یک رویداد، از دیدگاه فرایندی حمایت کردند. در تعریف دیگری همسویی فناوری اطلاعات و کسب و کاردرجه ای است که کاربردها و زیرساخت فناوری اطلاعات، استراتژی و فرایندهای کسب و کار را توانمند کرده، شکل می دهد. در این تعریف همسویی می تواند به عنوان یک حالت، درجه ای از همسویی و هم به عنوان یک فرایند، فعالیتها یا متدولوژی های رسیدن به یک حالت معینی از همسویی بیان شود. با توجه به تعریفهای ارائه شده می توان گفت همسویی کسب وکار و فناوری اطلاعات یک همسویی چند جانبه است که هم همسویی بین استراتژی کسب و کار و استراتژی فناوری اطلاعات و نیز همسویی بین ساختارکسب و کار و فناوری اطلاعات و هم فرایندهای کسب وکار و زیرساخت های فناوری اطلاعات و همچنین نیازمندیهای سازمان و قابلیت‌های فناوری اطلاعات را در بر می گیرد.

مدل همسویی استراتژیک هندرسون و ونکاترامن
این دو محقق در سال ۱۹۹۳ مدلی را برای همسویی فناوری اطلاعات با کسب و کار ارائه دادند که تا به امروز مشهورترین مدل ارائه شده در این زمینه است آنها همسویی را در دو بعد ارائه دادند : تناسب استراتژیک و انسجام عملیاتی که نیازمند تدوین استراتژی‌اند و دو حوزه داخلی و خارجی را مورد بررسی قرار می دهند. در این مدل، دو نوع یکپارچگی یا انسجام بین محدوده های کسب و کار و فناوری اطلاعات بیان می شود. نوع نخست انسجام استراتژیک است که به ارتباط بین استراتژی کسب و کار و استراتژی IT با توجه به عوامل خارجی می پردازد. نوع دوم انسجام عملیاتی است که به تطابق سطح داخلی سازمان می‌پردازد. (شکل ۲)

۱- استراتژی کسب وکار
۱-۱٫ حوزه پوشش کسب و کار: شامل بازارها ،محصولات، خدمات، گروههای مشتریان، محدوده جغرافیایی که موسسه در آن به فعالیت و رقابت می پردازد و نیز رقبای بالقوه و بالفعلی که بر محیط کسب و کار تأثیر می گذارند.
۲-۱٫ قابلیت‌های مشخص: عوامل کلیدی موفقیت و توانمندیهای اصلی که زمینه قابل رقابت بالقوه‌ای را برای سازمان ایجاد می کنند که شامل: عنوان و نشان تجاری سازمان یا شرکت، تحقیق و توسعه، تولید محصولات، ساختار هزینه و قیمت گذاری، کانالهای فروش و توزیع است.
۳-۱ . سبک اعمال اختیار کسب و کار: اینکه چگونه سازمانها بین مدیریت ،سهامداران و هیأت مدیره ارتباط برقرار می کنند، چگونه سازمان توسط قوانین دولتی زیر تأثیر قرار
می گیرد و چگونه سازمان روابط را با شرکای استراتژیک مدیریت می کند .

۲- زیرساخت ها و فرایندهای سازمانی
۲-۱٫ زیرساخت های اداری: شامل ساختار سازمانی، نقش‌ها و روابط گزارش دهی است.
۲-۲٫ فرایندها: جریانهای کاری و جریانهای اطلاعاتی مرتبط چگونه است؟ فعالیت های کسب و کار سازمان و کارهای کارکنان چگونه اجرا می شوند و جریان می یابند.
۲-۳٫ مهارت ها: مسائل مربوط به منابع انسانی.

۳- استراتژی IT
3-1. حیطه عمل فناوری: فناوری‌های اطلاعاتی خاص که اولویت‌های استراتژیک کسب و کار را مورد پشتیبانی قرار می دهند و می توانند اولویت های استراتژی کسب و کار جدید را برای سازمان ایجاد کنند.
۳-۲٫ قابلیت‌های سیستمی : ویژگی هایی از استراتژی IT که در ایجاد راهبردهای کسب و کار جدید یا پشتیبانی بهتر از راهبرد کسب و کار موجود موثراند.
۳-۳٫ سبک اعمال اختیار (IT ): انتخاب و استفاده از مکانیزمی برای به دست آوردن قابلیت های فناوری اطلاعات مورد نیاز، مسائل مربوط به اختیار استفاده از منابع، ریسکها، حل تعارضات و مسئولیت های مربوط به IT بین شرکای کسب و کار، مدیریت IT و ارائه کنندگان خدمات مطرح است.

۴- زیرساخت ها و فرایندهای (IT)
4-1. معماری: چگونگی برنامه های کاربردی ،ترکیب سخت افزار و نرم افزار و ارتباطات معماری، داده ها در مجموع زیرساخت‌های فنی IT را شامل می شوند.
۴-۲٫ فرایندها : فرایند های کاری که محور فعالیت های زیرساخت IT، مانند توسعه ، نگهداری و نظارت سیستم ها است.
۴-۳٫ مهارتها: چگونگی جذب آموزش و توسعه دانش و قابلیت های افراد مورد نیاز جهت مدیریت موثر و به کارگیری زیرساخت های فناوری اطلاعات، در سازمان را شامل می شود.
مدل همسویی استراتژیک، این دیدگاه را منعکس می‌کند که موفقیت کسب وکاربه مرتبط کردن استراتژی کسب وکار با استراتژی فناوری اطلاعات، فرایندها و زیرساخت‌های سازمانی و فرایندها و زیرساخت‌های فناوری اطلاعات بستگی دارد. در این مدل بجای اینکه فقط بر یکی از جنبه ها به طور جداگانه تمرکز شود ، همه جنبه های کسب وکار و فناوری اطلاعات را در بر می گیرد. به دلیل اینکه اغلب بیشتر توجه‌ها بر مسائل فناوری شده تا بر مسائل کسب وکار، مدیریت و سازمان، در این مدل، هدف، ایجاد یک وابستگی متقابل بین استراتژی‌های کسب وکار و استراتژی‌‌های IT و بین ساختار و فرایندهای کسب وکار و ساختار و فرایندهای فناوری اطلاعات و نیز نیازمندیهای سازمان و قابلیت‌های IT است به گونه ای که باعث ایجاد تغییر در سازمان شده، مزیت رقابتی و استراتژیک را برای موسسه فراهم کند. در این مدل نشان داده می شود که برای ایجاد یک همسویی مناسب چه مهارت ها ، فرایندهاو زیرساخت‌هایی برای فناوری اطلاعات و کسب وکار نیاز است و حوزه پوشش هر یک چگونه است و چگونه این ابعاد با هم هماهنگ می شوند تا انواع همسویی در سازمان ایجاد شوند.
محققان دریافتند که آنچه در مورد متغیرهای همسویی محدودکننده است، بیشتر رابطه ای است تا اینکه فنی یا سازمانی باشد. بنابراین به نظر می‌رسد همسویی باید حالتی باشد که بیشتر از رابطه بین مدیران اجرایی IT و مدیران اجرایی کسب و کار منتج شود تا اینکه از تجزیه و تحلیل متدولوژیکی کسب وکار. موقعیت این رابطه با بلوغ همسویی تعیین می شود. نمودار (۲) محدودکننده‌ها و تقویت کننده‌های همسویی را نشان می‌دهد.
مدل بلوغ همسویی فناوری اطلاعات با کسب وکار
در مدل (شکل ۲) شش معیار برای تعیین بلوغ همسویی IT وکسب و کار استفاده می شود.

بلوغ ارتباطات : اینکه چگونه کارکنان فنی و کسب و کار یکدیگر را درک کنند‌؟ آیا آنها به آسانی و به گونه مکرر با هم در تماس‌اند‌؟ آیا شرکت به گونه موثر با مشاوران، خریداران و شرکا ارتباط برقرار می کند؟ آیا شرکت، یادگیری سازمانی را به طور طبیعی اشاعه می دهد ؟
بلوغ سنجش ارزش و شایستگی: اینکه شرکت چگونه باید به درستی عملکرد و ارزشهای پروژه اش را اندازه گیری کند‌؟ آیا آنها بعد از اتمام پروژه، ارزیابی می کنند که چه اندازه درست رفته اند و چه اندازه اشتباه ؟ آیا آنها فرایند درونی شان را بهبود می‌دهند به گونه‌ای که پروژه بعدی بهتر شود ؟
بلوغ نظارتی: آیا پروژه هایی که به عهده گرفته می شوند از درک استراتژی کسب و کار ناشی می شوند؟ آیا آنها آن استراتژی را حمایت می کنند ؟
بلوغ مشارکتی: تا چه اندازه بخش های کسب و کار و IT مشارکت واقعی را براساس اعتماد متقابل و سهیم شدن در ریسک و پاداش ایجاد کرده اند.
بلوغ معماری و حوزه پوشش: تا چه اندازه تکنولوژی برای حمایت از کسب و کار و فراتر از آن، تکامل یافته است؟ چگونه به رشد، تکمیل و سودمند کردن کسب و کار کمک می کند ؟
بلوغ مهارتها: آیا کارکنان، مهارت مورد نیاز را برای موثر بودن دارند؟ تا چه اندازه کارکنان فنی کسب و کار را می دانند و به زبان کسب و کار صحبت می کنند؟ تا چه اندازه کارکنان مفاهیم تکنولوژی مربوطه را می فهمند ؟ (۲۴ :Silvius,2007)

دیدگاه مبتنی بر دانش از همسویی استراتژیک
در زمینه برنامه ریزی استراتژیک IT ، انسجام دانش، با ادغام دانش IT و کسب و کار مرتبط است. یک پیامد مهم از این ادغام دانش، رابطه بیشتر بین برنامه استراتژیکIT با هدفها و مقاصد کسب و کار است. فرایندهای انسجام دانش، پیامدهای ادغام دانش را تسهیل می کند. در زمینه برنامه ریزی استراتژیک IT دو نوع از رفتارهای مرتبط با ادغام دانش IT و کسب وکار مشخص شده است. مشارکت مدیران کسب و کار در برنامه ریزی استراتژیک IT ومشارکت مدیران IT در برنامه ریزی کسب وکار. این فرایندها، ادغام دانش را در بین مدیران کسب وکار و IT ممکن می سازند. مشارکت مدیران کسب وکار در برنامه ریزی استراتژیک IT ومشارکت مدیران IT در برنامه ریزی کسب وکار، رویارویی بین وظیفه ای را ایجاد می کند که فرصت هایی را برای یادگیری جمعی فراهم می سازد.

پیامدهای همسویی استراتژیک کسب و کار با فناوری اطلاعات
همسویی استراتژیک کسب وکار و IT از توسعه شناختی استراتژی هایی که دانش ترکیب شده مدیران IT و کسب وکار را منعکس می کند، ناشی می شود. همسویی استراتژیک بالاتر کسب وکار و IT که یک پیامد از انسجام دانش بین کسب وکار و IT است، برنامه ریزی پروژه های مختلف IT را بهبود می دهد . همسویی استراتژیک بالاتر کسب وکار و IT الزامات کسب وکار را قادر می‌سازد که به گونه موثرتری تکنولوژی ها و سیستم های مناسب تغییر یابند. همسویی استراتژیک پایینتر کسب وکار و IT ممکن است به هدر دادن منابع گرانقیمت IT منجر شود. (Kearns,& Sabherwal,2006:137)

نتیجه گیری
جهان امروزی تغییرات عمیقی را تجربه می‌کند و بررسی‌های اخیر اجتماعی، محیطی و سیاسی فرض می‌کنند که پایداری نادر است و در آینده نیز کمتر می شود. تغییرات به گونه‌ای چشمگیر روشی را که ما در آن فعالیت های روزانه را انجام می دهیم و روشی که خودمان را برای رویارویی با آینده آماده می کنیم، تغییر می دهند. بسیاری از این تغییرات، تغییر چشمگیر کسب وکار را می طلبد که هدف آن کنترل چالشها و کسب مزیت از فرصت ها است. در این مقاله با توجه به تغییرات روزافزونی که در محیط کسب وکار رخ می دهد، ضرورت توجه به همسویی بین IT وکسب وکار، مورد بحث قرار گرفته و بر این اساس چندین مدل تشریح شده است. توجه به همسویی فناوری اطلاعات با کسب وکار، می تواند به گونه‌ای چشمگیر بر رقابت و کارایی کسب وکار تأثیر گذارد و نیز مزیت رقابتی و استراتژیک را برای موسسه فراهم سازد. هدف از ارائه این مدلها در این مقاله، به کارگیری فناوری اطلاعات برای تبدیل کردن سازمان به یک سازمان موفق است که در آینده پایدار بماند.

منبع:مجله تدبیر-شماره۲۰۷


وبلاگ ‌بنویسید و پول در بیاورید
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۲/۰۸ | مرتبط با : کسب و کار |

وبلاگ ‌بنویسید و پول در بیاورید

اشاره
مایکل آرینگتون از افرادی است که به مهمانی علاقه زیادی دارد. هنگام بازدید از خانه‌اش در آترتون کالیفرنیا مغرورانه تعریف می‌کرد که چگونه توانسته است به سختی پانصد نفر را در مهمانی بزرگی که بر پا کرده بود در حیاط یک هکتاری خانه‌اش جای دهد. پس از آن هم مهمانی‌های رسمی و اداری دیگری در راه بود؛ همانند مهمانی‌ای که وی برای شرکت کوچک سرمایه‌گذاری August Capital که در همان محدوده فعالیت می‌کند، در اواسط آگوست برگزار کرد. آرینگتون دعوتنامه‌ای آزاد را در ساعت سه بامداد در سایتش قرار داد. هنگام طلوع خورشید هر پانصد صندلی اشغال شده بود و ترافیک بسیار بالا، سایت وی را از کار انداخته بود. آرینگتون می‌گوید: می‌دانستم که همه چیز به سرعت رخ خواهد داد. تعداد مهمانان در خانه ییلاقی وی به قدری زیاد بود که ارینگتون نمی‌توانست مطمئن باشد که کدام مهمان ناخوانده در کدام اتاق و کدام طبقه اقامت کرده است. آرینگتون ۳۶ ساله، بنیانگذار تعداد زیادی شرکت با سرمایه اندک، ناگهان به یکی از ستارگان دره سیلیکون تبدیل شد. چرا؟ پاسخ این سؤال را باید در TechCrunch، وبلاگ آرینگتون درباره فناوری‌های جدید و شرکت‌های مرتبط با فناوری جست‌وجو کرد. در طول یک سالی که از تأسیس این سایت می‌گذرد، تعداد طرفداران آن، آنقدر زیاد شده است که او را به یکی از مشاورانی تبدیل کرده است که شرکت‌های سرمایه‌گذاری و مدیرانی که به دنبال خبرهای دست اول و داغ هستند، باید حتماً به وی مراجعه کنند. بیش از ۵/۱ میلیون خواننده به‌طور منظم وبلاگ وی را مطالعه می‌کنند. اما نکته اصلی که آرینگتون را از همنوعانش متمایز می‌کند، درآمد ماهانه شصت هزار دلاری وی از طریق تبلیغات در وب‌سایت خود است. این رقم ده برابر درآمدی است که این سایت در ابتدای سال کسب می‌کرد. درست همان زمانی که آرینگتون متقاعد شد که درآمد بالقوه بسیاری را پیش روی خود دارد و از شغل خود به عنوان مدیر یک شرکت کوچک استعفا داد و تمام وقت خویش را صرف وبلاگش کرد.
با رشد انفجاری اینترنت، بسیاری از وبلاگ‌ها از نوعی سرگرمی به کسب و کاری بسیار جدی و در حال رشد تبدیل شده‌اند. تجارتی واقعی با جریان درآمد واقعی و تبلیغ‌کنندگان واقعی؛ نه تبلیغات اغراق شده براساس ارزش‌های دلخواه و با تکیه بر مشتریان هیجان زده و قیمت‌های غیر واقعی.یک وبلا‌گ محلی که محصول کار گروهی چهار نفره‌ است و خود را به عنوان راهنمای اشیای جالب معرفی می‌کند، در مسیری حرکت می‌کند که پیش‌بینی می‌شود امسال درآمد ناخالصی حدود یک میلیون دلار را از آن خود کند.PaidContent.org سایت خبری رسانه‌های دیجیتال که دفتر مرکزی آن در اتاق آپارتمانی در سانتامونیکا واقع است به نظر می‌رسد که حتی درآمدی بیش از این داشته باشد و سایت دیگری که مطالب آن با شوخی‌ها و طنزهای سطحی و کم عمق همراه است و توسط فردی تنها در کنزینگتون کنتاکی اداره می‌شود، در حال تبدیل شدن به سرمایه‌ای چند میلیون دلاری است. به زودی تعدادی از پرطرفدارترین وبلاگ‌ها، که مدت‌ها به عنوان رقبای جریان اصلی دنیای رسانه‌های دیجیتال مطرح بودند، به جریان اصلی این دنیا تبدیل خواهند شد.
چه چیزی عوض شده است؟ برای تازه کارها، وبلاگ‌ها از قضیه‌ای سود می‌برند که به اصطلاح، غیراقتصادی بودن مقیاس‌ نامیده می‌شود. ساخت و نگهداری وبلاگ‌ها به اندازه‌ای ارزان و کم‌هزینه است که یک بلاگر تنها یا یک تیم کوچک، با اتکا به رشد و غنای روزافزون اینترنت، می‌تواند چنان حجم عظیمی از مخاطب را جذب کند و چنان سودی را براساس تعداد کارمندانش به دست آورد که شرکت‌های رسانه‌ای حتی قادر به تصور آن نیستند.
در همین زمان تبلیغ‌کنندگان نیز که اکنون رسانه‌های قدیمی را رها کرده و به سراغ وب رفته‌اند، قدرت بی‌همتای وبلاگ‌ها را کشف کرده‌اند. وبلاگ‌ها احساسی خودمانی و شخصی را در دنیای رسانه‌ها به وجود میآورند و سایت‌های کوچک، ما را گاه به دنیایی با محتوای بسیار غنی راهنمایی می‌کنند. به همین دلیل توصیه‌ها و راهنمایی‌های آن‌ها در بین خوانندگان از اهمیت زیادی برخوردار است و همین امر طبیعتاً توجه تبلیغ‌کنندگان را به خود جلب خواهد کرد.
در ماه‌های اخیر شرکت‌های بسیار مشهور و نامداری نظیر Banana Republic و CocaCola برای اولین بار فعالیت خود را در عرصه تبلیغات وبلاگی آغاز کرده‌اند. با این تصور که بلاگ‌ها غالباً تعداد بسیار زیادی طرفدار با انگیزه و تأثیرگذار را به خود جذب می‌کنند که تمام فعالان بازار برای دست یافتن به آن ها در تلا‌شند.

اینتل اولین تبلیغ وبلاگی خود را در ماه مارس خریداری کرد، اما اکنون تمام تبلیغاتش در کنار سایر رسانه‌های سنتی در وبلاگ‌ها هم نمایش داده می‌شود. تام کمپبل، رئیس بخش استراتژی رسانه‌ای اینتل، می‌گوید: مخاطبان وبلاگی، بهترین مشتریان ما هستند.
کسب و کار جدید
اما پیش از این‌که از کار روزانه خود کناره گیری کنید، به خاطر داشته باشید که پولی را که در انتظار آن هستید نه ساده به دست میآید و نه ضمانتی برای دوام آن وجود دارد. به یک دلیل! اکنون بازار بسیار کوچک است. آژانس تبلیغات وبی Organic امسال تبلیغات وبلاگی به ارزش چهل میلیون دلار داشته است. بلاگرها غالباً تنها یک سوم فضای تبلیغات خود را با قیمت‌های بالا به فروش می‌رسانند و بقیه این فضاها به قیمت‌هایی با تخفیف بسیار زیاد به فروش می‌رسد و مانند هر تجارت دیگری که بر پایه بازار متغیر و ناپایدار تبلیغات بنا شده باشد، مستعد شکست و زیان ناگهانی است و تهدید ورشکستگی و زیان در آن نسبتاً شدید به نظر می‌رسد.
پدیده وبلاگ‌نویسی برای کسب درآمد، هنوز دوران طفولیت خود را سپری می‌کند. گردش پول تبلیغات وبلاگی نسبت به سال گذشته دو برابر شده است و با توجه به تخمین رشد پنجاه درصدی بازار تبلیغات و پیش‌بینی افزایش گردش پولی تا سقف ۶/۲۳ میلیارد دلار، مطمئناً پول بیشتر و بیشتری نصیب صاحبان وبلاگ‌ها خواهد شد و شانس گروه در حال رشد وبلاگ نویسان برای کسب درآمدهای کلان، از طریق نوشتن در مورد هر موضوعی که به آن علاقمند باشند، در حال افزایش است. یکی از تبعات چنین روندی، به وجود آمدن تغییرات اساسی در تصور ذهنی ما از نحوه ایجاد یک شرکت رسانه‌ای موفق است.
نخستین ریشه‌های درآمدزایی وبلاگ‌ها به اواخر سال ۲۰۰۲ باز می‌گردد. زمانی که گوگل سیستمی انقلابی را ارائه کرد که به صاحبان سایت‌های شخصی اجازه می‌داد در سایتشان به تبلیغات بپردازند. این فناوری که AdSenseنام داشت، تبلیغات را با محتوای سایت هماهنگ می کرد. هر زمان که شخصی روی یک لینک تبلیغات کلیک می‌کرد، مبلغی پول به صاحب سایت پرداخت می‌شد. (مدلی که اکنون به آن پرداخت در برابر کلیک گفته می‌شود). از آن زمان هر کس می‌توانست به ناشری واقعی با تبلیغ‌کنندگان واقعی تبدیل شود؛ بدون این‌که با مشکلات و گرفتاری‌هایی روبه‌رو شود که صنایع نشر عظیم مانند روزنامه و مجلات درگیر آن هستند.در ابتدای کار AdSense برای کسانی که این روند را به تنهایی طی می‌کردند، تنها می‌توانست پول مختصری را فراهم کند. در همان زمان تبلیغات بصری – بنرها، دکمه‌ها و تبلیغاتی که در زمان گسترش حباب اینترنت در سال ۲۰۰۰ بی اعتبار و منسوخ شده بودند – دوباره با حضور در سایت‌های پر طرفداری نظیر یاهو و MSN محبوبیت خود را بازیافتند. فعالان بازار برای این نوع تبلیغات بر مبنای فرمولی پول پرداخت می‌کردند که CPM (هزینه برای هر یک هزار مخاطب جذب شده) نامیده می شد.
آینده پیش‌بینی شده برای این دو مدل تبلیغ وبی، زنگ‌ها را برای کلیه ناشران جاه‌طلب به صدا در‌آورد. نیک‌دنتون را می‌توان جزء اولین‌های این گروه به حساب آورد. او ادعا می‌کرد که می‌تواند سایت‌هایی را به شکل فعالیتی یک یا دو نفره و کم‌هزینه راه‌اندازی کند و برای تبلیغ‌کنندگان، مشتریان از پیش آماده و قابل انتخاب و در دسترس فراهم نماید. او ادعای خود را چنین توجیه می‌کرد که می‌تواند با فروش عادی (مستقیم) تبلیغات بصری با قیمت‌های CPMعالی بر سیستم‌های خودکار تبلیغ نظیر AdSense فایق آید. اما در ابتدا برای وسوسه‌کردن تبلیغ کنندگان به سرمایه‌گذاری در وبلاگ‌هایش فضای تبلیغات را به صورت رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌داد.

سایتی برای فروش‌
دنتون شرکتش را در سال ۲۰۰۲ در نیویورک با افتتاح یک سایت تبلیغ رسانه‌ای راه‌اندازی کرد. این شرکت هم اکنون اداره سیزده سایت را بر عهده دارد. دنتون اخیرا اعلام کرده بود که کم کم خود را برای مبارزه با مشکلات و سبک کردن مسئولیتش آماده می‌کند و دو سایت از سیزده سایت را به فروش خواهد رساند. اما دارایی اصلی و سرمایه وی شدیداً در حال توسعه و گسترش است. سایت‌های او در مجموع ۶۶ میلیون صفحه بازدید را در ژوئن امسال گزارش کرده‌اند که این رقم دو برابر ترافیک سال گذشته آن‌هاست. دنتون در مورد جزئیات مالی شرکت صحبتی نمی‌کند، اما متخصصان درآمد امسال شرکت را حدود سه میلیون دلار تخمین می‌زنند. میانگین CPM سایت‌های او بین هشت تا ده دلار است. در حالی که قیمت AdSense گوگل و سایر سیستم‌های خودکار مشابه کم و بیش بین پنجاه سنت تا دو سه دلار برآورد می‌شود.
جیسون کالاکانیس، یکی از پیشتازان این بازار، با فروش مجموعه ۸۵ سایتی خود به قیمتی معادل ۲۵ میلیون دلار به AOL، حرکت و جنبشی تازه را در پدیده وبلاگ نویسی برای کسب درآمد به وجود آورد. مارک کینگدام، مدیر ارشد اجرایی Organic، معتقد است این معامله توجه کلیه دست‌اندرکاران صنایع تبلیغات را به خود جلب کرده است.
به هر حال تغییرات عمده‌ای که در جریان است، کم‌کم در حال آشکار شدن است و برای صنعت وبلاگ‌نویسی کنونی سودهای سرشاری را به همراه خواهد داشت. برای نمونه، مهندسان گوگل با بهینه‌سازی مداوم الگوریتم خود،AdSense را به ابزاری قدرتمندتر برای انجام تبلیغات متنوع‌تر و با مخاطب بیشتر تبدیل کرده‌اند. پیش‌بینی می‌شود تنها AdSense در سال جاری فروشی معادل چهار میلیارد دلار داشته باشد.در سطحی اساسی‌تر و عمیق‌تر، وب چنان در زندگی روزمره ما، چه در تجارت و چه در تفریح، رخنه کرده است که هیچ تبلیغ‌ کننده‌ای نمی‌تواند از آن صرف نظر کند. امروزه ۷۱ درصد آمریکایی ها به اینترنت دسترسی دارند و آمریکایی‌های ۱۳ تا ۲۴ ساله مدت زمانی بیشتراز زمان تماشای تلویزیون را صرف گشت و گذار در اینترنت می‌کنند.
تعداد وبلاگ‌ها اکنون به حد انفجار رسیده است. بر اساس برخی گزارش‌ها، هم‌اکنون پنجاه میلیون وبلاگ وجود دارد و هر یک ثانیه دو وبلاگ به این تعداد افزوده می‌شود. برای عده‌ای از متخصصان تمام این آمار و ارقام فقط یک معنی و مفهوم دارد.
کارن فرانسیس، مدیر ارشد اجرایی آژانس تبلیغات Publicis&HalRiney واقع در سان‌فرانسیسکو، نتیجه‌گیری می‌کند که تبلیغات وبی اکنون بسیار جدی‌تر و واقعی‌تر شده است و تمام دست‌اندرکاران بازار در جست‌وجوی فرصت‌های جدیدی هستند که به صورت آنلاین ارائه می‌شود.
تلاش برای فراهم کردن این فرصت‌های آنلاین هدف اصلی کسی است که تعدادی وبلاگ بالقوه درآمدزا را میزبانی می‌کند. جان بتل، یکی از نویسندگان و مؤسسان مجله Wired، و پدیدآورنده Industry Standard که اکنون دیگر چاپ نمی‌شود، نویسنده پاره وقت یکی از ستون‌های Business 2.0، زمانی که روی کتابش در مورد گوگل کار می‌کرد، ناگهان نکته‌ای را دریافت: در همان زمانی که ناشران بزرگ در حال تهیه فهرست مشترکان و خریداران احتمالی هستند و کارت‌های اشتراک و تخفیف را به زور در مجلات خود جای می‌دهند، بلاگرها حجم عظیمی از مخاطب را به صورت مجانی به خود جذب می‌کنند. اما در عین حال مشهورترین بلاگرها هم نمی‌توانند با کار تمام وقت روی وبلاگ خود هزینه زندگیشان را تأمین کنند؛ چرا که شبکه‌های موجود نظیر Google AdSense و BlogAd پول کافی پرداخت نمی‌کنند.
بر خلاف دنتون، بتل هیچ علاقه‌ای به تصاحب سایت‌ها نداشت. او به این نتیجه رسیده بود که با بررسی دقیق و کامل فضای وبلاگ‌ها و تحلیل اطلاعات ترافیک شبکه وب می‌تواند بلاگرهایی را شناسایی کند که تا کنون ترافیک زیادی را به سمت خود جذب کرده‌اند و سپس به عنوان واسطه‌ای بین آن‌ها و تبلیغ‌کنندگان وارد عمل شود. او پاییز گذشته شرکت خود را با نام Federated Media Publishing و با سرمایه اولیه تأمین شده از جانب نیویورک تایمز و پیر امیدیار بنیانگذار eBay تأسیس کرد.
اتحاد
بتل، تاکنون ۷۵ بلاگر بسیار پرطرفدار که در زمینه‌های مختلف مطلب می‌نویسند را جذب کرده و امیدوار است این تعداد را نهایتاً تا چند صد نفر افزایش دهد. نویسندگان گروه او دامنه وسیعی از افراد فعال در زمینه فناوری نظیر آرینگتون و ام‌‌مالیک، که در وبلاگ GigaOm درباره مخابرات و ارتباطات می‌نویسد و به تازگی کار را ترک کرده است، تا هدر آرمسترانگ را شامل می‌شود که وبلاگ شخصی وی به اندازه ای درآمد دارد که می‌تواند زندگی راحتی را برای وی و خانواده‌اش فراهم کند. در این کسب و کار پردرآمد تنها دو نفر یعنی آرمسترانگ و همسرش فعالیت می کنند.گروه فروش هشت نفره FM مسلح به آمار تفصیلی و تشویق‌کننده به سوی فعالان بازار حمله‌ور شدند.
اطلاعات جمع‌آوری شده به FM کمک می‌کرد به صورت مداوم میزان تبلیغات سایت‌هایش را بالا ببرد. میانگین قیمتCPM نسبت به شش ماه گذشته دو برابر شده و تقریباً به هشت دلار رسیده است. هدف نهایی FM این است که به نرخی بین بیست تا سی دلار دست پیدا کند که بتل معتقد است در چنین وضعیتی وبلاگ‌هایش در رده سایت‌هایی نظیر CNET و NYTimes قرار می‌گیرد. اما خوشبختانه به لطف قضیه <غیراقتصادی بودن مقیاس

هزینه‌ها در سایت‌های FM در مقایسه با هر عرضه‌کننده محتوای رسانه‌ای دیگر ناچیز و قابل صرف‌نظر است.
روزنامه‌نگاری به نام مارک فراونفلدر وبلا‌گی را پایه‌گذاری کرد و سپس به انتشار نشریه‌ای علمی- تخیلی در سال ۱۹۸۸ پرداخت و در سال ۱۹۹۵ آن مجله را به صورت آنلاین عرضه کرد. چهار سال بعد او کاری پاره‌وقت را پذیرفت و مشغول نوشتن چیزی شد که بعدها به یکی از اولین داستان‌ها درباره دنیای وبلاگ تبدیل شد. او در همان زمان تصمیم گرفت هر دو نشریه خود را در هم ادغام کند. او به قدرتی که در لینک‌های عمیق به مطالب و داستان‌های خاص سایر سایت‌ها نهفته بود پی برد و فهمید که می‌توان از این طریق ترافیک زیادی را جذب کند. سایر بلاگرها هم چنین رویه‌ای را در پیش گرفتند و اجتماع این بلاگرها گسترش یافت. فراونفلدر می‌گوید: من روزانه یک هزار بازدید کننده داشتم. این قضیه بسیار عالی بود.
سرانجام او متوجه شد که هرچه تعداد مطالب وبلا‌گش بیشتر باشد، ترافیک سایت بیشتر خواهد شد و بنابراین سه تن از دوستانش را به خدمت گرفت تا روند ارسال مطالب داغ و سنگین را تشدید کند. در سال ۲۰۰۴ سایت روزانه بیست هزار بازدیدکننده داشت و از این لحاظ با سایت‌های بسیاری از مجلات مشهور برابری می‌‌کرد. این گروه مجبور بود ماهانه هزار دلار بابت خدمات میزبانی پرداخت کند و در همین هنگام فراونفلدر به سراغ همکار سابقش، بتل رفت و شروع به فروختن تبلیغات در وب سایتش کرد.
اکنون وبلا‌گ او با حدود ۳۲۵۰۰ بازدیدکننده در روز سودآورترین دارایی بتل است. البته تمام فضاهای تبلیغاتی آن به فروش نرفته است، اما این سایت براساس میزان ترافیک و CPM فعلی، امسال درآمد ناخالصی حدود یک میلیون دلار خواهد داشت. فراونفلدر می گوید: این سایت به تجارتی عالی تبدیل شده است!
سرگرمی‌
آرینگتون نیز در واقع به دنیای تجارت وبلاگ‌ها کشیده شد. در سال ۲۰۰۵ او در یک مهمانی فارغ‌‌التحصیلی در بلگراد بود که یکی از مؤسسان شرکت‌های Startup در دره سیلیکون، با ایده تأسیس شرکتی جهت فعالیت در زمینه فناوری‌های نوینی که مجموعاً وب ۲ را می‌سازند، به سراغ او آمد. آرینگتون شروع به تحقیق و بررسی در زمینه تحولات در حال ظهور دنیای فناوری کرد، اما نتوانست منبع جامع و کاملی در این زمینه بیابد و هنگامی که تمام اطلاعات مورد نیازش را جمعآوری و بررسی کرد، بر آن شد آن‌ها را در یک وبلاگ قرار دهد. او می گوید: این فقط یک سرگرمی بود.
مردم شروع به خواندن وبلاگ و سپس شروع به نوشتن مطلب کردند و از این طریق، ترافیک سایت افزایش پیدا کرد. علاوه بر تأسیس شرکت‌های Startup بسیار زیاد در دهه ۱۹۹۰ آرینگتون مدتی نیز حقوقدان Wilson Sonsini Goodrich&Rosati، یکی از شرکت‌های معتبر دره سیلیکون، در زمینه ادغام شرکت‌ها و تبدیل شدن به سهامی عام بود و منابعی که از آن دوران با آن‌ها آشنا شده بود، اطلاعات زیادی در اختیار وی قرار می‌دادند. مثلاً در ماه مارس او تصاویری از نرم‌افزار جدید تقویم گوگل را پیش از انتشار آن، روی وب‌سایتش قرار داد. بلافاصله یکی از وکلای گوگل با وی تماس گرفت و از او خواست منبع کسب این اطلاعات را معرفی کند که آرینگتون نپذیرفت.
تعداد افرادی که برای خواندن نظرها و تحلیل‌های آرینگتون درباره ریسک سرمایه‌گذاری و تأسیس شرکت بهTechCrunch مراجعه می‌کردند، بیشتر و بیشتر شد. پیشرفت مالی واعتباری بزرگ آرینگتون زمانی حاصل شد که وی چند ماه قبل کل سایتش را از نو طراحی کرد. او شش کادر کوچک در سایتش به وجود آورد و اعلام کرد که آن‌ها را به عنوان فضای تبلیغات به فروش می‌رساند. ظرف چند روز کل آن‌ها به فروش رفتند.
اگر توجه کنیم که خوانندگان وی تا چه حد فراوان و تا چه اندازه در زمینه فناوری خبره هستند، این قضیه چندان عجیب به نظر نمی‌رسد. ۳۶ درصد آن‌ها هر هفته بیش از چهل ساعت را به مرور محتوای آنلاین اختصاص می‌دهند و حتی بهتر از آن، برخی از آن‌ها روزانه چندین بار به TechCrunch مراجعه می‌کنند. بیش از یک سوم این خوانندگان حقوقی حدود صد هزار دلار و دوازده درصد حقوقی بیش از ۲۵۰ هزار دلار دریافت می‌کنند. چنین خوانندگانی برای بعضی از تبلیغ‌کنندگان بسیار وسوسه انگیز خواهد بود.

وبلاگ؛ راه آینده پولدار شدن
جف کرل، مدیر ارشد بازاریابی شرکت نرم‌افزاری Logoworks که اخیراً پشتیبانی مالی قسمتی از TechCrunch را به عهده گرفته است، می‌گوید: بیش از شصت درصد درآمد ما مرتبط با شرکت‌های Startup است و وبلاگ آرینگتون نقطه مرکزی دست‌اندرکاران این شرکت‌هاست.
نام‌های تجاری بزرگ نیز مایلند در این بازار وارد شوند. اپل و HP به تازگی شروع به تبلیغ در TechCrunch کرده‌اند و اینتل تصمیم دارد جهت تکمیل تبلیغاتی که قبلاً در سایت‌های دیگر انجام داده است، در TechCrunch نیز به تبلیغ بپردازد. کمبل، از اینتل، اعتقاد دارد دلیل عمده این کشش، خصوصیت تعاملی وبلاگ‌ها است که باعث غنای یک تبلیغ خواهد شد؛ چرا که آن تبلیغ در تمام اینترنت پخش می‌شود و در ده‌ها هزار سایت خوانندگان در رابطه با آن نظر خواهند داد.
تبلیغات کنونی اینتل برای چیپ‌های جدید Core 2.0 Duo بسیار در مورد کارایی این پردازنده‌ها مبالغه می‌کند؛ کاری که اینتل مدت‌ها بود در تبلیغات خود انجام نمی‌داد. با انجام این تبلیغات در وبلاگ‌هایی که پر از طرفداران خبره در زمینه فناوری است، کمبل انتظار دارد مردم ادعای اینتل را در مورد کارایی این پردازنده‌ها امتحان کنند و درباره آن مطلب بنویسند. او همچنین می‌گوید: <ما از حمایت خاصی برخوردار نیستیم. اما غالباً به دنبال جاهایی برای تبلیغات می‌گردیم که از هر نظر کامل باشند و این نویسندگان (در وبلاگ‌ها) در زمینه تخصصشان بسیار با انگیزه هستند.
داستان‌هایی نظیر موفقیت آرینگتون باعث تشویق مردم به هجومی شبیه تب طلا به دنیای وبلاگ‌ها شده است. یکی از جاه‌طلبانه‌ترین تلاش‌ها از سوی Sugar Publishing انجام گرفته است که در ماه آوریل توسط یک متخصص نرم افزار ۳۲ ساله به نام برایان شوگر و با سرمایه شخصی ۲۵۰ هزار دلار تأسیس شده است.
سایت او محتوی اخبار و شایعاتی است در مورد افراد مشهور و سرشناس که به سرعت در حال رشد است و ماهانه دوازده میلیون صفحه بازدید‌شده را ثبت می‌کند؛ رقمی که مشهورترین وبلا‌گ ها سا‌ل‌ها طول خواهد کشید تا بدان دست پیدا کنند. Sugar Publishing انتظار نداشت که تا پایان سال آینده بتواند درآمدی از این سایت کسب کند، اما درست دو ماه بعد از تأسیس شرکت، یک شرکت VC (سرمایه گذاری) پیشنهاد سرمایه گذاری ۵/۲ میلیون دلاری را به Sugar Publishing ارائه کرد و ارزش شرکت را به ده میلیون دلار افزایش داد.
شوگر می‌گوید: <ما سرمشقی را برای فرهنگ جدید تبلیغات ایجاد کرده‌ایم.> وی امید دارد که بتواند ترافیک وبلاگ خود را به دوازده سایت فرعی که در دو سال آینده راه‌اندازی خواهد کرد، هدایت کند که تمام این سایت‌ها مخاطبان کمتر از ۳۵ سال را هدف گرفته‌اند. دورنمایی که شوگر به سرمایه‌گذارانش نشان می‌دهد حاکی از این است که امپراتوری کوچک وبلاگی وی در سال ۲۰۰۸ سودی معادل پانزده میلیون دلار و در سال ۲۰۰۹ سودی حدود چهل میلیون دلار خواهد داشت.
مخاطب
غیر قابل باور به نظر می‌رسد؟ ممکن است. اما این نکته را هم در نظر بگیرید که شوگر هنوز حتی یک نفر را برای قسمت فروش استخدام نکرده است، اما Banana Republic قبلاً به سراغ Sugar Publishing آمده و کل فضای تبلیغات سایت را برای یک هفته در ماه جولای خریداری کرده است. کریس نیکلو، رئیس بخش مدیریت نام‌های تجاری Banana Republic می‌گوید: افرادی که وبلاگ می‌خوانند، بیش از بقیه به توصیه و تبلیغ محصولات می‌پردازند و به این ترتیب تبلیغ همانند یک انفجار ویروسی گسترش خواهد یافت.
هجوم شدید به دنیای وبلاگ‌ها فقط مختص تبلیغ‌کنندگان و مؤسسان شرکت‌های جدید نبوده است. سرمایه‌گذاران نیز به این بخش وارد شده‌اند و حتی نام‌های بسیار معتبر و قدیمی نیز در این گروه دیده می‌شود. آلن پاتریکف، سرمایه‌گذار بسیار معتبری که از گذشته پشتیبانی نام‌هایی چون اپل، AOL و مجله New York را بر عهده داشته است، اخیراً در Content Next ناشر وبلاگ سرمایه‌گذاری‌هایی انجام داده است.
این وبلاگ‌ها حدود پنج میلیون صفحه بازدید را در یک ماه ثبت کرده‌اند و آن‌‌ها امسال در مسیر کسب درآمدی یک میلیون دلاری قرار دارند. شرکت سرمایه‌گذاری Softbank Capital نیز اخیراً چهار میلیون دلار در وبلاگ خبری آریانا هافینگتون سرمایه‌گذاری کرده است؛ وبلاگی که با مبلغی معادل یک میلیون دلار از طرف آلن پاتریکف نیز پشتیبانی می‌شود.به‌رغم تمام این وسوسه‌ها هنوز یک سؤال حیاتی بدون پاسخ مانده است: آیا تبلیغات وبلاگی ثمره‌ای خواهد داشت؟ مطمئناً خوانندگان می توانند روی یک تبلیغ کلیک کنند، از سایت تبلیغ کننده بازدید نمایند و حتی خرید کنند. اما این اتفاق به ندرت رخ می‌دهد. کمبل، از اینتل، معتقد است که تعداد این کلیک‌ها به طور استاندارد حدود یک درصد کل بازدید‌کنندگان است.
اما تبلیغ کنندگان بزرگ تنها به دنبال این کلیک‌ها نیستند. آن‌ها تلاش می‌کنند خود را به مخاطبان به نحو مناسبی نشان دهند. فرانسیس، از Publicis&Hal Riney، می‌گوید: مخاطبان وبلاگ‌ها بسیار دقیق هدف‌گیری شده‌اند و ممکن است گفته شود این کار بازگشت سرمایه بسیار خوبی خواهد داشت. اما هنوز زود است که در مورد آن تصمیم گیری کرد. چیزی که امروز ارزش هزینه تبلیغات را دارد، ممکن است فردا دیگر چنین ارزشی نداشته باشد.هر رکودی در اقتصاد و بازار مطمئناً به بلاگرها زیان خواهد رساند. تعداد زیاد بازیگرانی که وارد بازار وبلاگ نویسی برای کسب درآمد می‌شوند نیز می‌تواند بازار را خراب کند و نرخ‌های تبلیغات را کاهش دهد. همچنین وبلاگ نویسی درآمدزا کار بسیار سختی است. در یک کار یک نفره شخصی مانند آرمسترانگ باید پیوسته به نوشتن مطالب ادامه دهد تا بتواند ترافیک و درآمد تبلیغات را حفظ کند. او می‌گوید: بعضی روزها این کار، بسیار زجرآور است.
از بعضی جهات هنوز سیستم و آداب تجارت یک نفره بلاگ‌ها، آن‌ها را برای مبارزه با بحران‌ها و تحولات تجارت و بازار کار آماده نگه می‌دارد. هنگامی که هزینه شما حدود صفر باشد، تحمل دوران رکود برای شما بسیار ساده تر خواهد بود. به علاوه، تعداد زیاد بازیگران، حتی در دنیای بلاگ‌ها، باعث تنوع بازار خواهد شد. ارینگتون اعلام کرده است که به طور متناوب با پیشنهادهای سرمایه گذاری VC که حتی مبلغ برخی به پنج میلیون دلار می‌رسد را رد کرده است؛ زیرا نمی‌خواهد اختیارات نویسندگی و سرپرستی خود را از دست بدهد. او می‌گوید: می‌دانم که بر موج‌های وب ۲ سوار هستم.
او به تازگی سایت تبلیغ خرت و پرتی را راه‌‌اندازی کرده و یکی از نویسندگان مشهور وبلا‌گ را برای کار در آن استخدام نموده است که با تبلیغ‌کنندگان بزرگی چون نوکیا و Sprint ارتباط دارد. او طرح‌هایی برای ایجاد یک سایت بازی و سایتی اختصاصی جهت تجزیه و تحلیل نرم‌افزارهای با کاربرد خاص و سنگین در سر دارد. اما اکنون نیز که او در حال توسعه کارش است، انتظار دارد بتواند هزینه‌هایش را که اکنون به حدود دوازده درصد درآمدش بالغ می‌شود، در حدی کمتر از سی درصد نگه دارد.در این راه گاه گاه جایزه‌هایی هم وجود دارد. آرینگتون با کمی تلاش توانسته است یک دوجین پشتیبان مالی که غالباً شرکت‌های startup وب ۲ و VCها هستند، برای پرداخت هزینه‌های مهمانیش در August Capital پیدا کند. بنابراین پس از یک شب میهمان‌نوازی، آرینگتون پنجاه‌هزار دلار هم درآمد اضافه کسب کرده است و این خود موضوعی است که می‌توان در وبلاگ در مورد آن مطلب نوشت.

به نقل از ماهنامه شبکه
ترجمه: احمد شریف‌پور


کسب و کار اینترنتی
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ | مرتبط با : کارآفرینی |

کسب درآمد

همانطورکه می دانید اینترنت یک شاهراه کسب درآمد است. از اینترنت می توان پول به دست آورد. می توان یک کسب و کار راه اندازی نمود، خرید و فروش کرد و از طریق آن امرار معاش نمود. بنابراین، اینترنت یک فرصت جدید است. فرصتی که تنها با یک نگاه کارآفرینانه قابل کشف است. یک کارآفرین می تواند از این فرصت استفاده کند و به موفقیتهای بزرگی دست یابد .البته کسب و کارهای اینترنتی نیز مانند سایر کسب و کارها، موانع مربوط به خود را دارند. این موانع در کشورهای درحال توسعه ممکن است بیشتر از کشورهای توسعه یافته باشد.
در حال حاضر در کشور ما نبودن زیرساخت های مخابراتی مناسب، مشکلات سیستم بانکی در ارائه خدمات الکترونیکی مانند کارتهای اعتباری و فراگیر نشدن فرهنگ خرید و فروش در اینترنت از جمله موانعی هستند که بر سر راه کسب و کارهای اینترنتی قرار دارند.
اما با وجود این موانع، افراد زیادی از این طریق کسب درآمد می کنند. این افراد، کارآفرینانی هستند که ثابت کرده اند با وجود چنین موانعی می توان دست به کارآفرینی در اینترنت زد و موفق شد .
البته با نگاهی به آمارهای رو به رشد مربوط به اینترنت از جمله افزایش تعداد کاربران اینترنت و سایت های ایرانی، افزایش شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی، بهبود خدمات اینترنتی و فشار نیازهای موجود برای استفاده از اینترنت در خرید و فروش می توان دریافت که دیر یا زود همه این موانع برطرف خواهند شد و در آن زمان کسی برنده است که زودتر شروع کرده باشد. به گفته کارشناسان بازاریابی و کسب و کار :
«سعی کنید اولین باشید. زیرا همیشه اولین نفر، رهبری می کند !»
موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی نیازمند سه عامل اساسی است :
۱- انتخاب کسب و کار مورد علاقه
۲- آگاهی، دانش و مهارت لازم
۳- تلاش و پشتکار
رازی در کار نیست! تنها با داشتن این سه عامل اساسی می توانید یک کسب و کار موفق اینترنتی را راه اندازی کرده و اداره کنید.
اولین عامل موفقیت، «عشق» است! شما باید کاری را انجام دهید که عاشق آن هستید. کاری که حتی فکر کردن به آن برایتان هیجان داشته باشد. قبل از شروع هر کسب و کاری فکر کنید. آیا واقعا به آن علاقه دارید؟ آیا عاشق آن هستید؟آیا نسبت به انجام آن کار هیجان دارید؟ مهم نیست چه زمینه کاری را انتخاب کرده باشید! فروش کتاب، سخت افزار، پوشاک یا هر چیز دیگر فرقی نمی کند. مهم این است که شما آن را دوست داشته باشید !
دومین عامل موفقیت داشتن «علم و مهارت کافی» برای انجام کسب و کارهای اینترنتی است. به دلیل وجود تفاوت های اساسی میان دنیای مجازی اینترنت و دنیای واقعی، بعضی از قوانین کار تا حدودی با هم متفاوتند. کسب و کار در اینترنت دانش خاص خود را می طلبد . البته نگران نباشید! یادگیری این دانش چندان دشوار نیست.
عامل سوم موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی داشتن «پشتکار زیاد» است. برای موفقیت نیاز نیست حتما پول زیاد و مدرک دانشگاهی بالا داشته باشید! پشتکار زیاد و ایمان به موفقیت می تواند جای این دو عامل را پر کند. البته داشتن پول و مدرک دانشگاهی به سرعت انجام کار کمک می کند ولی بدون آنها هم می توان موفق شد! کافیست تسلیم شکست نشوید و از پای ننشینید. اگر احساس می کنید که نمی توانید چنین پشتکاری داشته باشید بهتر است همین حالا با دنیای جذاب کسب و کارهای اینترنتی خداحافظی کنید !
برای موفقیت و رسیدن به هدف، نیاز به یک نقشه دارید. بسیاری از افراد بدون اینکه مسیر حرکت را بدانند، سعی می کنند یک کسب و کار جدید را شروع نمایند ولی بعد از ماهها تلاش و صرف هزینه و زمان متوجه می شوند راه را اشتباه آمده اند. بنابراین با ناامیدی تسلیم شده و از آن کسب و کار خارج می شوند; فقط به این خاطر که راه درست را نمی دانستند و نقشه ای برای حرکت نداشتند.
برای موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی باید ۱۰ مرحله را طی کنید. این مراحل تمام آن چیزی است که در زمینه کسب و کارهای اینترنتی لازم است بدانید. ترتیب انجام این مراحل بسیار مهم است بنابراین برای این که در مسیر صحیح قرار داشته باشید این ۱۰ مرحله را به ترتیب انجام دهید.
مسیر حرکت موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی به صورت زیر است :
۱- شناسایی فرصت ها و انتخاب بازار هدف
۲- انتخاب محصول/ خدمات مورد علاقه
۳- انتخاب نام دامین و هاستینگ مناسب
۴- طراحی یک سایت کسب و کار
۵- ایجاد یک موقعیت بی همتا در اینترنت
۶- ارائه محصولات رایگان و کتابهای الکترونیکی
۷- بازاریابی با استفاده از ایمیل
۸- ارتقا در موتورهای جستجو
۹- تبلیغات اینترنتی
۱۰- ارتباط مناسب با مشتریان

همانطورکه می دانید اینترنت یک شاهراه کسب درآمد است. از اینترنت می توان پول به دست آورد. می توان یک کسب و کار راه اندازی نمود، خرید و فروش کرد و از طریق آن امرار معاش نمود. بنابراین، اینترنت یک فرصت جدید است. فرصتی که تنها با یک نگاه کارآفرینانه قابل کشف است. یک کارآفرین می تواند از این فرصت استفاده کند و به موفقیتهای بزرگی دست یابد .البته کسب و کارهای اینترنتی نیز مانند سایر کسب و کارها، موانع مربوط به خود را دارند. این موانع در کشورهای درحال توسعه ممکن است بیشتر از کشورهای توسعه یافته باشد. در حال حاضر در کشور ما نبودن زیرساخت های مخابراتی مناسب، مشکلات سیستم بانکی در ارائه خدمات الکترونیکی مانند کارتهای اعتباری و فراگیر نشدن فرهنگ خرید و فروش در اینترنت از جمله موانعی هستند که بر سر راه کسب و کارهای اینترنتی قرار دارند. اما با وجود این موانع، افراد زیادی از این طریق کسب درآمد می کنند. این افراد، کارآفرینانی هستند که ثابت کرده اند با وجود چنین موانعی می توان دست به کارآفرینی در اینترنت زد و موفق شد . البته با نگاهی به آمارهای رو به رشد مربوط به اینترنت از جمله افزایش تعداد کاربران اینترنت و سایت های ایرانی، افزایش شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی، بهبود خدمات اینترنتی و فشار نیازهای موجود برای استفاده از اینترنت در خرید و فروش می توان دریافت که دیر یا زود همه این موانع برطرف خواهند شد و در آن زمان کسی برنده است که زودتر شروع کرده باشد. به گفته کارشناسان بازاریابی و کسب و کار : «سعی کنید اولین باشید. زیرا همیشه اولین نفر، رهبری می کند !»
موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی نیازمند سه عامل اساسی است : ۱- انتخاب کسب و کار مورد علاقه ۲- آگاهی، دانش و مهارت لازم ۳- تلاش و پشتکار رازی در کار نیست! تنها با داشتن این سه عامل اساسی می توانید یک کسب و کار موفق اینترنتی را راه اندازی کرده و اداره کنید. اولین عامل موفقیت، «عشق» است! شما باید کاری را انجام دهید که عاشق آن هستید. کاری که حتی فکر کردن به آن برایتان هیجان داشته باشد. قبل از شروع هر کسب و کاری فکر کنید. آیا واقعا به آن علاقه دارید؟ آیا عاشق آن هستید؟آیا نسبت به انجام آن کار هیجان دارید؟ مهم نیست چه زمینه کاری را انتخاب کرده باشید! فروش کتاب، سخت افزار، پوشاک یا هر چیز دیگر فرقی نمی کند. مهم این است که شما آن را دوست داشته باشید ! دومین عامل موفقیت داشتن «علم و مهارت کافی» برای انجام کسب و کارهای اینترنتی است. به دلیل وجود تفاوت های اساسی میان دنیای مجازی اینترنت و دنیای واقعی، بعضی از قوانین کار تا حدودی با هم متفاوتند. کسب و کار در اینترنت دانش خاص خود را می طلبد . البته نگران نباشید! یادگیری این دانش چندان دشوار نیست. عامل سوم موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی داشتن «پشتکار زیاد» است. برای موفقیت نیاز نیست حتما پول زیاد و مدرک دانشگاهی بالا داشته باشید! پشتکار زیاد و ایمان به موفقیت می تواند جای این دو عامل را پر کند. البته داشتن پول و مدرک دانشگاهی به سرعت انجام کار کمک می کند ولی بدون آنها هم می توان موفق شد! کافیست تسلیم شکست نشوید و از پای ننشینید. اگر احساس می کنید که نمی توانید چنین پشتکاری داشته باشید بهتر است همین حالا با دنیای جذاب کسب و کارهای اینترنتی خداحافظی کنید ! برای موفقیت و رسیدن به هدف، نیاز به یک نقشه دارید. بسیاری از افراد بدون اینکه مسیر حرکت را بدانند، سعی می کنند یک کسب و کار جدید را شروع نمایند ولی بعد از ماهها تلاش و صرف هزینه و زمان متوجه می شوند راه را اشتباه آمده اند. بنابراین با ناامیدی تسلیم شده و از آن کسب و کار خارج می شوند; فقط به این خاطر که راه درست را نمی دانستند و نقشه ای برای حرکت نداشتند. برای موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی باید ۱۰ مرحله را طی کنید. این مراحل تمام آن چیزی است که در زمینه کسب و کارهای اینترنتی لازم است بدانید. ترتیب انجام این مراحل بسیار مهم است بنابراین برای این که در مسیر صحیح قرار داشته باشید این ۱۰ مرحله را به ترتیب انجام دهید. مسیر حرکت موفقیت در کسب و کارهای اینترنتی به صورت زیر است : ۱- شناسایی فرصت ها و انتخاب بازار هدف ۲- انتخاب محصول/ خدمات مورد علاقه ۳- انتخاب نام دامین و هاستینگ مناسب ۴- طراحی یک سایت کسب و کار ۵- ایجاد یک موقعیت بی همتا در اینترنت ۶- ارائه محصولات رایگان و کتابهای الکترونیکی ۷- بازاریابی با استفاده از ایمیل ۸- ارتقا در موتورهای جستجو ۹- تبلیغات اینترنتی ۱۰- ارتباط مناسب با مشتریان


کارت بازرگانی
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ | مرتبط با : تجارت و بازرگانی |

کارت بازرگانی

شما برای هرگونه فعالیت بازرگانی اعم از واردات و صادرات کالا نیاز به کارت بازرگانی دارید.کارت بازرگانی مجوزی است که به دارنده آن اعم از شخص حقیقی یا حقوقی به موجب ماده ۳ قانون مقررات صادرات و واردات داده می شود تا به امر تجارت خارجی بپردازد و توسط اتاق بازرگانی و صنایع و معادن صادر و به تائید سازمان بازرگانی هر استان می رسد. اعتبار کارت بازرگانی از تاریخ صدور یکسال تا پنج سال و به اختیار متقاضی می باشد.
کاربردهای کارت بازرگانی عبارتند از :
* ثبت سفارش و ترخیص کالا
* واردات از مناطق آزاد
* مبادرت به حق العمل کاری در گمرک
* مبادرت به امر صادرات و واردات کالا بصورت تجاری
کارت بازرگانی توسط شعب اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در تهران با شهرستانها به نام متقاضیانی که واجد شرایط زیر باشند برای مدت یک یا پنج سال حسب درخواست متقاضی صادر می گردد که در صورت تائید توسط وزارت بازرگانی معتبر خواهد بود.
البته کلیه شرکتهای تعاونی، کارت بازرگانی خود را صرفاً از اتاقهای تعاون دریافت می نمایند.
شرایط صدور و تمدید کارت بازرگانی
الف- اشخاص حقیقی ایرانی بایستی دارای شرایط زیر باشند :
۱- داشتن حداقل ۲۱ سال تمام
۲- داشتن برگ پایان خدمت نظام وظیفه یا برگ معافیت برای آقایان
۳- داشتن سه سال سابقه فعالیت تجاری یا تولیدی به تائید دو نفر از دارندگان کارت بازرگانی یا ارائه مدارک دانشگاهی یا داشتن مجوز تولید از یکی از وزارتخانه های تولیدی
۴- داشتن محل کسب متناسب با رشته فعالیت اعم از ملکی یا استیجاری
۵- داشتن دفاتر قانونی و ارائه اظهارنامه ثبتی
۶- داشتن حساب جاری در یکی از شعب بانکهای داخلی
۷- نداشتن رابطه استخدامی با دستگاهها و سازمانهای دولتی
۸- عدم ورشکستگی به تقصیر و تقلب
۹- نداشتن محکومیت موثر کیفری
ب- اشخاص حقیقی غیرایرانی :
۱- داشتن کلیه شرایط مقرر فوق الذکر باستثنای برگ پایان خدمت نظام وظیفه
۲- داشتن پروانه کار و اقامت معتبر
۳- عمل متقابل کشور متبوع آنها در مورد ایرانیان مقیم آن کشور
ج- اشخاص حقوقی (اعم از ا ینکه تشکیل و ثبت آنها در ایران بوده یا تشکیل آنها در خارج از کشور بوده و سپس در ایران به ثبت رسیده باشند. ) :
۱- مدیران عامل و رئیسان هیئت مدیره شرکتها باید دارای پروانه کار و ا قامت معتبر بوده و عدم ورشکستگی به تقصیر و تقلب و نداشتن محکومیت موثر کیفری باشند.
۲- مدیران شرکتهای تعاونی و شرکتهای دولتی و شرکتهای موضوع قانون حفاظت صنایع مشمول محدودیت نداشتن رابطه استخدامی با دستگاهها و سازمانهای دولتی نمی باشند.
۳- مدیران شرکتهای دولتی و شرکتهای متعلق به نهادهای انقلابی و شرکتهای قانون حفاظت صنایع که حکم مدیریت آنان توسط سازمانهای دولتی صادر شده باشد از ارائه گواهی نداشتن محکومیت کیفری معافند.
۴- شرکتهای باید واجد شرایط زیر باشند.
* داشتن دفاتر قانونی و ارائه اظهارنامه ثبتی
* داشتن محل کسب مناسب با رشته فعالیت (ملکی یا استیجاری)
* داشتن حساب جاری در یکی از شعب بانکهای داخلی
* عدم ورشکستگی به تقصیر و تقلب
چگونگی تمدید کارت بازرگانی : دارنده کارت بازرگانی یا نماینده او با در دست داشتن گواهی از حوزه مالیاتی ذیربط و گواهی تغییرات در مدیریت و سایر تغییرات مربوط در صورتی که دارنده کارت حقوقی باشد جهت انجام تشریفات تمدید به اتاق بازرگانی یا اتاق تعاون مراجعه می نماید.
تذکرات مهم:
* عدم اشتغال تمام وقت در دستگاههای دولتی
* حضور متقاضی در کلیه مراحل الزامی است.
* هر شخص حقیقی یا حقوقی بیش از یک کارت نمی تواند داشته باشد.

شما برای هرگونه فعالیت بازرگانی اعم از واردات و صادرات کالا نیاز به کارت بازرگانی دارید.کارت بازرگانی مجوزی است که به دارنده آن اعم از شخص حقیقی یا حقوقی به موجب ماده ۳ قانون مقررات صادرات و واردات داده می شود تا به امر تجارت خارجی بپردازد و توسط اتاق بازرگانی و صنایع و معادن صادر و به تائید سازمان بازرگانی هر استان می رسد. اعتبار کارت بازرگانی از تاریخ صدور یکسال تا پنج سال و به اختیار متقاضی می باشد. کاربردهای کارت بازرگانی عبارتند از : * ثبت سفارش و ترخیص کالا* واردات از مناطق آزاد * مبادرت به حق العمل کاری در گمرک * مبادرت به امر صادرات و واردات کالا بصورت تجاری
کارت بازرگانی توسط شعب اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در تهران با شهرستانها به نام متقاضیانی که واجد شرایط زیر باشند برای مدت یک یا پنج سال حسب درخواست متقاضی صادر می گردد که در صورت تائید توسط وزارت بازرگانی معتبر خواهد بود. البته کلیه شرکتهای تعاونی، کارت بازرگانی خود را صرفاً از اتاقهای تعاون دریافت می نمایند.
شرایط صدور و تمدید کارت بازرگانی
الف- اشخاص حقیقی ایرانی بایستی دارای شرایط زیر باشند : ۱- داشتن حداقل ۲۱ سال تمام ۲- داشتن برگ پایان خدمت نظام وظیفه یا برگ معافیت برای آقایان ۳- داشتن سه سال سابقه فعالیت تجاری یا تولیدی به تائید دو نفر از دارندگان کارت بازرگانی یا ارائه مدارک دانشگاهی یا داشتن مجوز تولید از یکی از وزارتخانه های تولیدی ۴- داشتن محل کسب متناسب با رشته فعالیت اعم از ملکی یا استیجاری ۵- داشتن دفاتر قانونی و ارائه اظهارنامه ثبتی ۶- داشتن حساب جاری در یکی از شعب بانکهای داخلی ۷- نداشتن رابطه استخدامی با دستگاهها و سازمانهای دولتی ۸- عدم ورشکستگی به تقصیر و تقلب ۹- نداشتن محکومیت موثر کیفری
ب- اشخاص حقیقی غیرایرانی :
۱- داشتن کلیه شرایط مقرر فوق الذکر باستثنای برگ پایان خدمت نظام وظیفه۲- داشتن پروانه کار و اقامت معتبر ۳- عمل متقابل کشور متبوع آنها در مورد ایرانیان مقیم آن کشور
ج- اشخاص حقوقی (اعم از ا ینکه تشکیل و ثبت آنها در ایران بوده یا تشکیل آنها در خارج از کشور بوده و سپس در ایران به ثبت رسیده باشند. ) :
۱- مدیران عامل و رئیسان هیئت مدیره شرکتها باید دارای پروانه کار و ا قامت معتبر بوده و عدم ورشکستگی به تقصیر و تقلب و نداشتن محکومیت موثر کیفری باشند.۲- مدیران شرکتهای تعاونی و شرکتهای دولتی و شرکتهای موضوع قانون حفاظت صنایع مشمول محدودیت نداشتن رابطه استخدامی با دستگاهها و سازمانهای دولتی نمی باشند. ۳- مدیران شرکتهای دولتی و شرکتهای متعلق به نهادهای انقلابی و شرکتهای قانون حفاظت صنایع که حکم مدیریت آنان توسط سازمانهای دولتی صادر شده باشد از ارائه گواهی نداشتن محکومیت کیفری معافند. ۴- شرکتهای باید واجد شرایط زیر باشند. * داشتن دفاتر قانونی و ارائه اظهارنامه ثبتی * داشتن محل کسب مناسب با رشته فعالیت (ملکی یا استیجاری) * داشتن حساب جاری در یکی از شعب بانکهای داخلی * عدم ورشکستگی به تقصیر و تقلب چگونگی تمدید کارت بازرگانی : دارنده کارت بازرگانی یا نماینده او با در دست داشتن گواهی از حوزه مالیاتی ذیربط و گواهی تغییرات در مدیریت و سایر تغییرات مربوط در صورتی که دارنده کارت حقوقی باشد جهت انجام تشریفات تمدید به اتاق بازرگانی یا اتاق تعاون مراجعه می نماید.
تذکرات مهم:
* عدم اشتغال تمام وقت در دستگاههای دولتی * حضور متقاضی در کلیه مراحل الزامی است. * هر شخص حقیقی یا حقوقی بیش از یک کارت نمی تواند داشته باشد.


رشته مهندسی فناوری اطلاعات : بازار کار و آینده آن
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ | مرتبط با : کار و تحصیل |

رشته مهندسی فناوری اطلاعات

رشته مهندسی فناوری اطلاعات، زیرمجموعه گروه فنی در دانشگاه محسوب می‌شود. این رشته دانشی را به مخاطب منتقل می‌کند که طی آن روش‌های جمع‌آوری اطلاعات، استفاده و انتقال آن میسر شود.
مطالعه، طراحی، ساخت، راه‌اندازی، نگهداری سیستم‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، جمع‌آوری، سازمان‌دهی، طبقه‌بندی و انتقال اطلاعات مهم‌ترین اهدافی است که مهندسی فناوری اطلاعات آن را دنبال می‌کند. مهم‌ترین توانمندی دانش‌آموختگان این رشته، استفاده صحیح و بهره‌برداری به‌موقع از اطلاعات است. هسته اصلی این رشته را مهندسی کامپیوتر به‌ویژه گرایش نرم‌افزار تشکیل می‌دهد.
ورود رشته IT به مجموع رشته‌های ارایه شده در دانشگاه‌های کشور به ابتدای سال ۱۳۸۰ و هم‌زمان با اوج گرفتن مباحث مربوط به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در ایران بازمی‌گردد. اما در سال ۱۳۸۱ بود که رشته مهندسی فناوری اطلاعات به‌طور رسمی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد پذیرش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفت. به گونه‌ای که رشته مهندسی فناوری اطلاعات در پایه لیسانس به‌طور هم‌زمان در سه دانشگاه علم و صنعت، امیرکبیر و شیراز تدریس شد. از آن پس تاکنون رشته IT در مقاطع تحصیلی مختلف و توسط دانشگاه دولتی و غیردولتی به متقاضیان یادگیری این علم آموزش داده می‌شود و علی‌رغم نوپایی خود از طرفداران قابل توجهی برخوردار است.
ماهیت رشته فناوری اطلاعات
رشته IT در ایران ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد. به این مفهوم که رشته‌ای خالص نیست و از تلفیق رشته‌هایی نظیر مدیریت، مهندسی صنایع، مهندسی الکترونیک و مهندسی کامپیوتر به‌ویژه نرم‌افزار به‌وجود آمده است.
ماهیت میان‌رشته‌ای فناوری اطلاعات باعث شده است هم‌اکنون دانشگاه‌های مختلفی چون تربیت‌مدرس، خواجه‌نصیر، تهران، امیرکبیر، شریف و علم و صنعت در مقطع کارشناسی ارشد، برخی دانشکده‌های فنی دانشگاه آزاد و سراسری در مقطع کارشناسی و دانشگاه‌های علمی–کاربردی و پودمانی در مقطع کاردانی به ارایه این رشته بپردازند.
بر اساس این گزارش رشته فناوری اطلاعات در دوره کاردانی بیشتر به ارایه کردن مسایل مربوط به وب می‌پردازد. در دوره کارشناسی نیز متقاضیان را با عملیات شبکه و امور اجرا کردن آن در سازمان‌ها آشنا می‌کند و در پایان این دوره، اندک‌اندک وارد مباحث مدیریت پروژه می‌شود. البته قابل ذکر است کارشناسی ارشد IT دارای گرایش‌های عمده‌ای نظیر تجارت الکترونیکی، سیستم‌های چندرسانه‌ای، مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی، امنیت اطلاعات، شبکه‌های کامپیوتری و مهندسی فناوری اطلاعات است که برخی از این گرایش‌ها در دانشگاه‌های ایران ارایه می‌شود.
در دوره کارشناسی ارشد نیز ضمن تکمیل مدیریت پروژه به ارایه راه‌حل‌های مناسب برای مسایل پیچیده سازمانی می‌پردازد. هرچند مقطع دکترای فناوری اطلاعات در ایران ارایه نمی‌شود، اما انجام امور تحقیقاتی و دستیابی به نظریه‌های جدید از محورهای اصلی در این مقطع محسوب می‌شود.
دروس رشته فناوری اطلاعات
مرور سرفصل دروس رشته فناوری اطلاعات نشان می‌دهد اجرای برخی اصول قانون اساسی در راستای سازمان‌دهی اطلاعات، چگونگی بهره‌برداری کیفی از داده‌ها و یکپارچه‌سازی و انتقال سریع آن‌ها از جمله محورهایی بوده که در تعیین دروس این رشته مدنظر قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، رشته IT نیز مانند بسیاری رشته‌های دیگر دارای دروس پایه، اصلی، تخصصی و عمومی است. دروس پایه در مقطع کارشناسی معمولا شامل ریاضی، معادلات دیفرانسیل، آمار و احتمالات مهندسی، فیزیک و کارگاه عمومی است. دروس اصلی شامل ساختمان‌های گسسته، مبانی کامپیوتر و برنامه‌سازی، زبان ماشین و برنامه‌نویسی سیستم، ساختمان داده‌ها، مدارهای منطقی، معماری کامپیوتر، برنامه‌سازی پیشرفته، سیستم‌های عامل، پایگاه داده‌ها و طراحی الگوریتم‌هاست. همچنین مهندسی نرم‌افزار، شبکه‌های کامپیوتری، مبانی الکترونیک دیجیتال، هوش مصنوعی، اصول و مبانی مدیریت، مبانی اقتصاد مهندسی، آزمایشگاه شبکه، آزمایشگاه پایگاه داده‌ها، شیوه ارایه مطالب علمی و فنی، زبان تخصصی و آزمایشگاه سیستم‌عامل از دیگر دروس اصلی این رشته به‌شمار می‌رود.
در نهایت اینکه دروس تخصصی نیز به مبانی فناوری اطلاعات، مهندسی فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیکی، مدیریت و کنترل پروژه‌های IT، برنامه‌ریزی استراتژیک IT، آموزش الکترونیکی، محیط‌های چندرسانه‌ای، پروژه IT و کارآموزی تقسیم می‌شود.
ارایه مفاهیم بر اساس دانش استاد
اما مرور وضعیت کلی این رشته در دانشگاه‌های کشور نشان می‌دهد، هر چند دروس به‌صورت یکپارچه و سراسری طراحی شده‌اند، اما معمولا بر اساس توانمندی‌های دانشگاه و میزان دانش استادان نسبت به حوزه مورد نظر ارایه می‌شوند که این قضیه می‌تواند موجب ایجاد چالش‌هایی در آینده شود.
رشته IT در سایر کشورهای جهان با مفاد مختلفی ارایه می‌شود که بر اساس نیازهای آن جامعه طراحی شده است. اما در ایران IT معمولا بر اساس پارامترهایی چون قابلیت‌های دانشکده، دانش استاد، تعداد اعضای هیات علمی و غیره به دانشجویان ارایه می‌شود. این مسئله سبب می‌شود محتوای رشته IT از دانشگاهی به دانشگاه دیگر تفاوت داشته باشد.
نبود استادان حرفه‌ای، متخصص و باتجربه از جمله ضعف‌های آموزشی در این رشته محسوب می‌شود، زیرا با توجه به میان‌رشته‌ای بودن IT، تعداد استادانی که به‌طور مستقیم در این رشته تحصیل کرده باشند بسیار انگشت‌شمار است. در این میان تعجیل دانشگاه‌ها برای راه‌اندازی این رشته نیز خود باعث تشدید این مشکل می‌شود، زیرا اغلب مشاهده شده برخی دانشگاه‌ها که در مناطق دوردست و محروم قرار دارند، در حالی که حتی نمی‌توانند به‌خوبی رشته‌های قدیمی و جاافتاده در این حوزه را ارایه دهند، تدریس رشته IT به دانشجویان را آغاز می‌کنند
فقدان منابع آموزشی مناسب
شاید رشته فناوری اطلاعات را بتوان از جمله معدود رشته‌هایی دانست که به‌علت فقدان منابع درسی و آموزشی مناسب به‌شدت در فقر به‌سر می‌برد. این رشته در حالی در دانشگاه‌های کشور تدریس می‌شود که کتب درسی ارایه شده فاصله بسیار زیادی با مراجع روز دنیا دارند.
کارشناسان معتقدند هرچند پویایی این رشته می‌تواند مانعی جهت تولید سریع منابع مناسب در حوزه مذکور باشد، اما باید در نظر گرفت که عمر آموزشی کتب رشته فناوری اطلاعات نیز بسیار کوتاه است، زیرا دانش روز دنیا در زمینه IT به‌سرعت در حال تغییر و تکامل است. در این میان هرچند استفاده از منابع انگلیسی می‌تواند کمک بسیاری به دانش‌آموختگان این رشته کند، اما نباید فراموش کرد آموزش دانش انگلیسی هنوز در میان بسیاری از جوانان کشور ما عمومیت نیافته است و در ضمن تامین منابع انگلیسی مستلزم صرف هزینه فراوانی است و برای تمام متقاضیان مقدور نیست.
بر اساس این گزارش تدریس برخی کتاب‌های قدیمی در دانشگاه‌های آی‌تی نیز در بسیاری مواقع باعث سردرگمی دانشجویان این رشته پس از فارغ‌التحصیلی می‌شود. در این زمینه می‌توان به تدریس زبان برنامه‌نویسی پاسکال در برخی مراکز دانشگاهی اشاره کرد که سال‌هاست از رده خارج شده است. کما اینکه تدریس علوم جدید در قالب جزوه‌های آموزشی می‌تواند تا اندازه‌ای به حل این مشکل کمک کند.
توجه به نیازهای بازار کار
یکی از مهم‌ترین عوامل جذب نیرو در بازار کار توجه به نیازهای جامعه هنگام تربیت دانش‌آموختگان است. در مورد نیاز فعلی بازار کار ایران در حال حاضر بیش از هر چیز به تکنسین فناوری اطلاعات نیاز دارد که این امر مستلزم تحصیل در پایه کاردانی است، زیرا امروزه بسیاری از مراکز نظیر مدارس، بانک‌ها و غیره به سیستم کامپیوتر مجهز هستند و به افرادی نیازمندند که قادر به نگهداری و پشتیبانی از آن‌ها باشد و این اقدام نه به مهندس احتیاج دارد و نه فرد دیپلمه توانایی انجام این کار را دارد.
لذا با توجه به رشد فناوری اطلاعات در کشور، زمانی به مهندس IT احتیاج خواهیم داشت که برنامه‌های وسیع و مدیریتی در این حوزه داشته باشیم و IT تا لایه‌های عمقی جامعه نیز پیش رفته باشد.
فارغ التحصیلان رشته IT در این حوزه ها می توانند فعالیت کنند:
مطالعه، بررسی و امکان سنجی سخت افزار، شبکه و نرم افزار مورد نیاز
جمع آوری، سازمان دهی، طبقه بندی اطلاعات
ایجاد و نگهداری نرم افزارهای مورد نیاز مانند پست فارسی و ابزار جستجوی اطلاعات فارسی
طراحی و پیاده سازی شبکه های محلی
مطالعه و بررسی ابزار مخابراتی مناسب برای انتقال اطلاعات
مطالعه و بررسی سیستم های نرم افزاری مناسب برای سازماندهی و استفاده از اطلاعات مانند
سیستم های عامل و سیستم های بانک اطلاعاتی
مطالعه و شناسائی شیوه های جدید برای اطلاع رسانی.

رشته مهندسی فناوری اطلاعات، زیرمجموعه گروه فنی در دانشگاه محسوب می‌شود. این رشته دانشی را به مخاطب منتقل می‌کند که طی آن روش‌های جمع‌آوری اطلاعات، استفاده و انتقال آن میسر شود. مطالعه، طراحی، ساخت، راه‌اندازی، نگهداری سیستم‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، جمع‌آوری، سازمان‌دهی، طبقه‌بندی و انتقال اطلاعات مهم‌ترین اهدافی است که مهندسی فناوری اطلاعات آن را دنبال می‌کند. مهم‌ترین توانمندی دانش‌آموختگان این رشته، استفاده صحیح و بهره‌برداری به‌موقع از اطلاعات است. هسته اصلی این رشته را مهندسی کامپیوتر به‌ویژه گرایش نرم‌افزار تشکیل می‌دهد.
ورود رشته IT به مجموع رشته‌های ارایه شده در دانشگاه‌های کشور به ابتدای سال ۱۳۸۰ و هم‌زمان با اوج گرفتن مباحث مربوط به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی در ایران بازمی‌گردد. اما در سال ۱۳۸۱ بود که رشته مهندسی فناوری اطلاعات به‌طور رسمی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد پذیرش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفت. به گونه‌ای که رشته مهندسی فناوری اطلاعات در پایه لیسانس به‌طور هم‌زمان در سه دانشگاه علم و صنعت، امیرکبیر و شیراز تدریس شد. از آن پس تاکنون رشته IT در مقاطع تحصیلی مختلف و توسط دانشگاه دولتی و غیردولتی به متقاضیان یادگیری این علم آموزش داده می‌شود و علی‌رغم نوپایی خود از طرفداران قابل توجهی برخوردار است.
ماهیت رشته فناوری اطلاعات رشته IT در ایران ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد. به این مفهوم که رشته‌ای خالص نیست و از تلفیق رشته‌هایی نظیر مدیریت، مهندسی صنایع، مهندسی الکترونیک و مهندسی کامپیوتر به‌ویژه نرم‌افزار به‌وجود آمده است.
ماهیت میان‌رشته‌ای فناوری اطلاعات باعث شده است هم‌اکنون دانشگاه‌های مختلفی چون تربیت‌مدرس، خواجه‌نصیر، تهران، امیرکبیر، شریف و علم و صنعت در مقطع کارشناسی ارشد، برخی دانشکده‌های فنی دانشگاه آزاد و سراسری در مقطع کارشناسی و دانشگاه‌های علمی–کاربردی و پودمانی در مقطع کاردانی به ارایه این رشته بپردازند.
بر اساس این گزارش رشته فناوری اطلاعات در دوره کاردانی بیشتر به ارایه کردن مسایل مربوط به وب می‌پردازد. در دوره کارشناسی نیز متقاضیان را با عملیات شبکه و امور اجرا کردن آن در سازمان‌ها آشنا می‌کند و در پایان این دوره، اندک‌اندک وارد مباحث مدیریت پروژه می‌شود. البته قابل ذکر است کارشناسی ارشد IT دارای گرایش‌های عمده‌ای نظیر تجارت الکترونیکی، سیستم‌های چندرسانه‌ای، مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی، امنیت اطلاعات، شبکه‌های کامپیوتری و مهندسی فناوری اطلاعات است که برخی از این گرایش‌ها در دانشگاه‌های ایران ارایه می‌شود.
در دوره کارشناسی ارشد نیز ضمن تکمیل مدیریت پروژه به ارایه راه‌حل‌های مناسب برای مسایل پیچیده سازمانی می‌پردازد. هرچند مقطع دکترای فناوری اطلاعات در ایران ارایه نمی‌شود، اما انجام امور تحقیقاتی و دستیابی به نظریه‌های جدید از محورهای اصلی در این مقطع محسوب می‌شود.
دروس رشته فناوری اطلاعات
مرور سرفصل دروس رشته فناوری اطلاعات نشان می‌دهد اجرای برخی اصول قانون اساسی در راستای سازمان‌دهی اطلاعات، چگونگی بهره‌برداری کیفی از داده‌ها و یکپارچه‌سازی و انتقال سریع آن‌ها از جمله محورهایی بوده که در تعیین دروس این رشته مدنظر قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، رشته IT نیز مانند بسیاری رشته‌های دیگر دارای دروس پایه، اصلی، تخصصی و عمومی است. دروس پایه در مقطع کارشناسی معمولا شامل ریاضی، معادلات دیفرانسیل، آمار و احتمالات مهندسی، فیزیک و کارگاه عمومی است. دروس اصلی شامل ساختمان‌های گسسته، مبانی کامپیوتر و برنامه‌سازی، زبان ماشین و برنامه‌نویسی سیستم، ساختمان داده‌ها، مدارهای منطقی، معماری کامپیوتر، برنامه‌سازی پیشرفته، سیستم‌های عامل، پایگاه داده‌ها و طراحی الگوریتم‌هاست. همچنین مهندسی نرم‌افزار، شبکه‌های کامپیوتری، مبانی الکترونیک دیجیتال، هوش مصنوعی، اصول و مبانی مدیریت، مبانی اقتصاد مهندسی، آزمایشگاه شبکه، آزمایشگاه پایگاه داده‌ها، شیوه ارایه مطالب علمی و فنی، زبان تخصصی و آزمایشگاه سیستم‌عامل از دیگر دروس اصلی این رشته به‌شمار می‌رود.
در نهایت اینکه دروس تخصصی نیز به مبانی فناوری اطلاعات، مهندسی فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیکی، مدیریت و کنترل پروژه‌های IT، برنامه‌ریزی استراتژیک IT، آموزش الکترونیکی، محیط‌های چندرسانه‌ای، پروژه IT و کارآموزی تقسیم می‌شود.
ارایه مفاهیم بر اساس دانش استاد
اما مرور وضعیت کلی این رشته در دانشگاه‌های کشور نشان می‌دهد، هر چند دروس به‌صورت یکپارچه و سراسری طراحی شده‌اند، اما معمولا بر اساس توانمندی‌های دانشگاه و میزان دانش استادان نسبت به حوزه مورد نظر ارایه می‌شوند که این قضیه می‌تواند موجب ایجاد چالش‌هایی در آینده شود. رشته IT در سایر کشورهای جهان با مفاد مختلفی ارایه می‌شود که بر اساس نیازهای آن جامعه طراحی شده است. اما در ایران IT معمولا بر اساس پارامترهایی چون قابلیت‌های دانشکده، دانش استاد، تعداد اعضای هیات علمی و غیره به دانشجویان ارایه می‌شود. این مسئله سبب می‌شود محتوای رشته IT از دانشگاهی به دانشگاه دیگر تفاوت داشته باشد.
نبود استادان حرفه‌ای، متخصص و باتجربه از جمله ضعف‌های آموزشی در این رشته محسوب می‌شود، زیرا با توجه به میان‌رشته‌ای بودن IT، تعداد استادانی که به‌طور مستقیم در این رشته تحصیل کرده باشند بسیار انگشت‌شمار است. در این میان تعجیل دانشگاه‌ها برای راه‌اندازی این رشته نیز خود باعث تشدید این مشکل می‌شود، زیرا اغلب مشاهده شده برخی دانشگاه‌ها که در مناطق دوردست و محروم قرار دارند، در حالی که حتی نمی‌توانند به‌خوبی رشته‌های قدیمی و جاافتاده در این حوزه را ارایه دهند، تدریس رشته IT به دانشجویان را آغاز می‌کنند
فقدان منابع آموزشی مناسب
شاید رشته فناوری اطلاعات را بتوان از جمله معدود رشته‌هایی دانست که به‌علت فقدان منابع درسی و آموزشی مناسب به‌شدت در فقر به‌سر می‌برد. این رشته در حالی در دانشگاه‌های کشور تدریس می‌شود که کتب درسی ارایه شده فاصله بسیار زیادی با مراجع روز دنیا دارند.
کارشناسان معتقدند هرچند پویایی این رشته می‌تواند مانعی جهت تولید سریع منابع مناسب در حوزه مذکور باشد، اما باید در نظر گرفت که عمر آموزشی کتب رشته فناوری اطلاعات نیز بسیار کوتاه است، زیرا دانش روز دنیا در زمینه IT به‌سرعت در حال تغییر و تکامل است. در این میان هرچند استفاده از منابع انگلیسی می‌تواند کمک بسیاری به دانش‌آموختگان این رشته کند، اما نباید فراموش کرد آموزش دانش انگلیسی هنوز در میان بسیاری از جوانان کشور ما عمومیت نیافته است و در ضمن تامین منابع انگلیسی مستلزم صرف هزینه فراوانی است و برای تمام متقاضیان مقدور نیست.
بر اساس این گزارش تدریس برخی کتاب‌های قدیمی در دانشگاه‌های آی‌تی نیز در بسیاری مواقع باعث سردرگمی دانشجویان این رشته پس از فارغ‌التحصیلی می‌شود. در این زمینه می‌توان به تدریس زبان برنامه‌نویسی پاسکال در برخی مراکز دانشگاهی اشاره کرد که سال‌هاست از رده خارج شده است. کما اینکه تدریس علوم جدید در قالب جزوه‌های آموزشی می‌تواند تا اندازه‌ای به حل این مشکل کمک کند.
توجه به نیازهای بازار کار
یکی از مهم‌ترین عوامل جذب نیرو در بازار کار توجه به نیازهای جامعه هنگام تربیت دانش‌آموختگان است. در مورد نیاز فعلی بازار کار ایران در حال حاضر بیش از هر چیز به تکنسین فناوری اطلاعات نیاز دارد که این امر مستلزم تحصیل در پایه کاردانی است، زیرا امروزه بسیاری از مراکز نظیر مدارس، بانک‌ها و غیره به سیستم کامپیوتر مجهز هستند و به افرادی نیازمندند که قادر به نگهداری و پشتیبانی از آن‌ها باشد و این اقدام نه به مهندس احتیاج دارد و نه فرد دیپلمه توانایی انجام این کار را دارد.
لذا با توجه به رشد فناوری اطلاعات در کشور، زمانی به مهندس IT احتیاج خواهیم داشت که برنامه‌های وسیع و مدیریتی در این حوزه داشته باشیم و IT تا لایه‌های عمقی جامعه نیز پیش رفته باشد.
فارغ التحصیلان رشته IT در این حوزه ها می توانند فعالیت کنند:
مطالعه، بررسی و امکان سنجی سخت افزار، شبکه و نرم افزار مورد نیازجمع آوری، سازمان دهی، طبقه بندی اطلاعاتایجاد و نگهداری نرم افزارهای مورد نیاز مانند پست فارسی و ابزار جستجوی اطلاعات فارسیطراحی و پیاده سازی شبکه های محلیمطالعه و بررسی ابزار مخابراتی مناسب برای انتقال اطلاعاتمطالعه و بررسی سیستم های نرم افزاری مناسب برای سازماندهی و استفاده از اطلاعات مانند سیستم های عامل و سیستم های بانک اطلاعاتیمطالعه و شناسائی شیوه های جدید برای اطلاع رسانی.


فارکس
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ | مرتبط با : سرمایه گذاری |

 فارکس

بازار فارکس یک بازار بین بانکی است که در آن ارزهای مختلف معامله می شوند در این بازار یک ارز را توسط ارز دیگری معامله می کنید . برای مثال اگر احساس می کنید که ارزش ارزی در حال افزایش است آن ارز را خریداری می کنید و هنگامیکه ارزش آن افزایش یافت به فروش آن می پردازید.
بازار فارکس بزرگترین بازار تجاری جهان بوده و حجم معاملات روزانه بسیار بالایی دارد . این بازار در ابتدای شکل گیری تنها بر روی بانکها و سایر موسسات دولتی بزرگ باز بود اما با گسترش علم ارتباطات و الکترونیک امروزه این بازار فرا گیر شده است . برای موفقیت در این بازار باید تدابیری در نظر گرفته شود، این تدابیر را می توان به طور کلی به دو گروه تجزیه و تحلیل فنی، تجزیه وتحلیل خبری تقسیم کرد .
یک حقیقت تلخ وجود دارد که ۹۰ درصد معامله گرانی که وارد بازار می شوند ضرر می کنند وتنها ۱۰ درصد از آنها موفق هستند وتنها دلیل آن این است که افراد موفق با علم و دانش وارد بازار می شوند و این دانش حد و مرزی را برای آنها مشخص می کند
تمام معامله گرانی که دست به معامله می زنند باید شعاری را سرلوحه خودشان قرار دهند
• یاد بگیرند که چگونه یک موقعیت را پیدا کرده و دست به معامله بزنند .
•مدیریت سرمایه را یاد بگیرند
•صبور باشند و احساساتی نشوند
اگر بازار با معیار های آنها مطابقت نداشته دست به معامله نزنند
با انجام ندادن موارد زیر از متضرر شدن خود جلوگیری کنید :
۱- به نظرات دیگران توجه نکنید(و فقط نظر آنها را بشنوید)
۲- به دوست و رفیق خود اطمینان نکنید (و فقط نظر آنها را بشنوید)
۳- قوانین و مقررات لازم را برای تهدید نادیده نگیرید (وقتی به یک معامله شک میکنید وارد آن نشوید)
۴- طبق ذهنیات خود معامله نکنید (فکر کنم EURUSD میرود بالا !!!!!!)
۵- طمع نکنید.
۶- علائم و نشانه های هشدار دهنده را نادیده نگیرید
۷- به استراتژی که هر روز آن را عوض می کنید، عمل نکنید
۸- گروهی معامله انجام ندهید
۹- نبوغ و استعداد خود را نادیده نگیرید
۱۰- به هنگام انجام معاملات طرح ریزی برای زندگی شخصی و خصوصی خود نکنید
۱۱- در نظر گرفتن شانس و فرصت را با عملکرد خود برای ترید کردن اشتباه نگیرید
دراین تجارت :
دانش= در آمد
فقدان دانش= فقدان درآمد
۹۰درصد معامله گرانی که دانش کافی ندارند و وارد بازار می شوند به ۱۰درصد افراد موفق سود می دهند .
چرا اکثر معامله گران ضرر می کنند ؟
۱-زیرا اغلب می خواهند برپایه شانس موفق شوند وسود بدست آورند .
۲-زیرا حرص آنان بر نیازشان غلبه می کند .
۳-زیرا آنان فکر می کنند معامله یک بازی شانسی است ونیازی به آموزش ندارد .
۴-زیرا برخی از آنان تمایلی ندارند برای بدست آوردن علم پول پرداخت کنند .
۵-استراتژی شخصی برای معامله ندارند
چه کسانی در این بازار موفق می شوند :
ویژگیهای یک معامله گر موفق :
۱- منظم ودقیق باشد .
۲- اعتماد به نفس قو ی داشته باشد .
۳- صبور و مستقل باشد .
۴- توانایی مدیریت سرمایه را داشته باشد .
۵- واقع بین و هدفمند باشد .
۶- به تمام قوانین تجزیه وتحلیل بازار آگاه باشد .
اندیشه از تجربه به دست نمی آید بلکه از تفکر روی تجربه و تلفیق آن دو به دست می آید .
ده قانون طلایی برای کسب موفقیت در این بازار :
۱- همواره برای معاملات خود استراتژی داشته باشید .
۲- اگر شک دارید و مطمئن نیستید معامله نکنید .
۳- صبور باشید و احساساتی عمل نکنید .
۴- حریص نباشید و در هنگام ضرر وحشت نکنید .
۵- در بازار های متفاوت مالی به طور همزمان معامله نکنید ، بخصوص اگر تازه وارد هستید .
۶- روند بازار دوست شماست با او همسو گردید ، به زور معامله نکنید .
۷- رو ی تمامی سرمایه خود ریسک نکنید .
۸- برای پوزیشنهای خود حد ضرر و سقف سود بگذارید تا بتوانید ضرر های خود را محدود کرده و سود خود را به موقع از بازار بگیرید .
۹- در یک روز چند معامله انجام ندهید زیرا باعث می شود کنترل خود را از دست داده و تصمیم درست ومنطقی نگیرید .
۱۰- در این بازار دانش برابر با درآمد است پس ابتدا دانش کافی را بدست آورید، بعد به دنبال کسب درآمد باشید.
رویدادها همیشه قابل کنترل نمی باشند اما افکار و عملکرد انسانها قابل کنترل است .
دو گروه موفق در این بازار عبارتند از :
۱- بروکرها .
۲- ده درصد معامله گرانی که علم کافی دارند و قوانین معامله را رعایت می کنند .
موفقیت ذاتی نیست بلکه اکتسابی است.

بازار فارکس یک بازار بین بانکی است که در آن ارزهای مختلف معامله می شوند در این بازار یک ارز را توسط ارز دیگری معامله می کنید . برای مثال اگر احساس می کنید که ارزش ارزی در حال افزایش است آن ارز را خریداری می کنید و هنگامیکه ارزش آن افزایش یافت به فروش آن می پردازید. بازار فارکس بزرگترین بازار تجاری جهان بوده و حجم معاملات روزانه بسیار بالایی دارد . این بازار در ابتدای شکل گیری تنها بر روی بانکها و سایر موسسات دولتی بزرگ باز بود اما با گسترش علم ارتباطات و الکترونیک امروزه این بازار فرا گیر شده است . برای موفقیت در این بازار باید تدابیری در نظر گرفته شود، این تدابیر را می توان به طور کلی به دو گروه تجزیه و تحلیل فنی، تجزیه وتحلیل خبری تقسیم کرد .یک حقیقت تلخ وجود دارد که ۹۰ درصد معامله گرانی که وارد بازار می شوند ضرر می کنند وتنها ۱۰ درصد از آنها موفق هستند وتنها دلیل آن این است که افراد موفق با علم و دانش وارد بازار می شوند و این دانش حد و مرزی را برای آنها مشخص می کندتمام معامله گرانی که دست به معامله می زنند باید شعاری را سرلوحه خودشان قرار دهند• یاد بگیرند که چگونه یک موقعیت را پیدا کرده و دست به معامله بزنند .•مدیریت سرمایه را یاد بگیرند•صبور باشند و احساساتی نشونداگر بازار با معیار های آنها مطابقت نداشته دست به معامله نزنندبا انجام ندادن موارد زیر از متضرر شدن خود جلوگیری کنید :۱- به نظرات دیگران توجه نکنید(و فقط نظر آنها را بشنوید)۲- به دوست و رفیق خود اطمینان نکنید (و فقط نظر آنها را بشنوید)۳- قوانین و مقررات لازم را برای تهدید نادیده نگیرید (وقتی به یک معامله شک میکنید وارد آن نشوید)۴- طبق ذهنیات خود معامله نکنید (فکر کنم EURUSD میرود بالا !!!!!!)۵- طمع نکنید.۶- علائم و نشانه های هشدار دهنده را نادیده نگیرید۷- به استراتژی که هر روز آن را عوض می کنید، عمل نکنید۸- گروهی معامله انجام ندهید ۹- نبوغ و استعداد خود را نادیده نگیرید۱۰- به هنگام انجام معاملات طرح ریزی برای زندگی شخصی و خصوصی خود نکنید۱۱- در نظر گرفتن شانس و فرصت را با عملکرد خود برای ترید کردن اشتباه نگیرید دراین تجارت :دانش= در آمدفقدان دانش= فقدان درآمد۹۰درصد معامله گرانی که دانش کافی ندارند و وارد بازار می شوند به ۱۰درصد افراد موفق سود می دهند . چرا اکثر معامله گران ضرر می کنند ؟۱-زیرا اغلب می خواهند برپایه شانس موفق شوند وسود بدست آورند .۲-زیرا حرص آنان بر نیازشان غلبه می کند .۳-زیرا آنان فکر می کنند معامله یک بازی شانسی است ونیازی به آموزش ندارد .۴-زیرا برخی از آنان تمایلی ندارند برای بدست آوردن علم پول پرداخت کنند .۵-استراتژی شخصی برای معامله ندارند چه کسانی در این بازار موفق می شوند : ویژگیهای یک معامله گر موفق : ۱- منظم ودقیق باشد . ۲- اعتماد به نفس قو ی داشته باشد . ۳- صبور و مستقل باشد . ۴- توانایی مدیریت سرمایه را داشته باشد . ۵- واقع بین و هدفمند باشد . ۶- به تمام قوانین تجزیه وتحلیل بازار آگاه باشد . اندیشه از تجربه به دست نمی آید بلکه از تفکر روی تجربه و تلفیق آن دو به دست می آید . ده قانون طلایی برای کسب موفقیت در این بازار : ۱- همواره برای معاملات خود استراتژی داشته باشید . ۲- اگر شک دارید و مطمئن نیستید معامله نکنید . ۳- صبور باشید و احساساتی عمل نکنید . ۴- حریص نباشید و در هنگام ضرر وحشت نکنید . ۵- در بازار های متفاوت مالی به طور همزمان معامله نکنید ، بخصوص اگر تازه وارد هستید . ۶- روند بازار دوست شماست با او همسو گردید ، به زور معامله نکنید . ۷- رو ی تمامی سرمایه خود ریسک نکنید . ۸- برای پوزیشنهای خود حد ضرر و سقف سود بگذارید تا بتوانید ضرر های خود را محدود کرده و سود خود را به موقع از بازار بگیرید . ۹- در یک روز چند معامله انجام ندهید زیرا باعث می شود کنترل خود را از دست داده و تصمیم درست ومنطقی نگیرید . ۱۰- در این بازار دانش برابر با درآمد است پس ابتدا دانش کافی را بدست آورید، بعد به دنبال کسب درآمد باشید.رویدادها همیشه قابل کنترل نمی باشند اما افکار و عملکرد انسانها قابل کنترل است . دو گروه موفق در این بازار عبارتند از : ۱- بروکرها . ۲- ده درصد معامله گرانی که علم کافی دارند و قوانین معامله را رعایت می کنند . موفقیت ذاتی نیست بلکه اکتسابی است.


مجوز مراکز عرضه و استفاده از بازیهای تصویری و رایانه ای ( گیم نت )
نوشته شده توسط admin در تاریخ ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ | مرتبط با : کسب و کار |

مجوز مراکز عرضه و استفاده از بازیهای تصویری و رایانه ای ( گیم نت )

آئین نامه نحوه صدور مجوز تاسیس و نظارت بر مراکز عرضه و استفاده از بازیهای تصویری و رایانه ای
فصل اول – تعاریف :
ماده ۱ – مرکز به محلی اطلاق می شود که در آن ، دستگاه بازیهای تصویری برای استفاده عمومی نصب شود .
ماده ۲ – صاحب امتیاز شخصی است که با داشتن شرایط مندرج در این آئین نامه و اخذ پروانه از ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به تاسیس و اداره مرکز مبادرت ورزد .
فصل دوم – شرایط متقاضی
ماده۳- متقاضی ( درخواست کننده پروانه ) : هر شخص حقیقی یا حقوقی ( مدیر عامل ) در صورت احراز از شرایط ، پس از اخذ مجوز ، میتواند اقدام به تاسیس مرکز نماید :
الف) تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران
ب) اعتقاد به مبانی دین مبین اسلام و یا یکی از ادیان رسمی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و داشتن حسن شهرت و صلاحیت اخلاقی به تائید اداره اماکن عمومی .
ج) عدم اعتیاد به مواد مخدر و عدم محکومیت کیفری که موجب سلب حقوق اجتماعی شود ، طبق گواهی مراجع مسئول .
د- انجام دادن خدمت وظیفه عمومی یا داشتن معافیت دائم .
و) داشتن مدرک تحصیلی سیکل قدیم و یا پایان دوره راهنمایی
ز) عدم هر گونه اشتغال دولتی
تبصره ۱- اشخاص فاقد مشاغل آزاد و کانونهای فرهنگی – هنری مساجد مجتمعها و کتابخانه های عمومی در صورت احراز شرائط برای اخذ مجوز فعالیت ، اولویت دارند .
تبصره ۲- صاحب امتیاز در قبال کلیه امور مرکز ، مسئول و جوابگو خواهد بود .
تبصره ۳- صاحب امتیاز مجاز به واگذاری مجوز به شخص دیگری نیست و نمی تواند بیش از یک مرکز تاسیس کند .
تبصره ۴- حضور دائم صاحب امتیاز در مرکز الزامی است . در موارد خاص و محدود ، با هماهنگی و موافقت قبلی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان می تواند از جانشین استفاده کرد .
ماده ۴- داشتن کلیه شرائط صاحب امتیاز برای جانشین الزامی است .
سایر کارکنان نیز باید واجد شرائط مذکور در ماده ۳ به استثنای بندهای (ه ) و (و) باشند .
فصل سوم : مدارک مود نیاز برای احداث مرکز :
الف) اجاره نامه رسمی یا تصویر سند مالکیت محل مورد نظر به نام صاحب امتیاز
ب)فهرست اسامی کلیهء کارکنان و تکمیل پرسشنامه برای هر یک از آنها
ج) ارائه مدارک وابسته به بندها ماده ۳ این آئین نامه
فصل چهارم : شرایط محل احداث مرکز :
ماده ۵- محل مرکز باید بر خیابان باشد . در سایر معابر عمومی نظر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ملاک خواهد بود .
ماده ۶- کمترین مساحت برای دائر کردن یک مرکز ۲۰ متر مربع است با این شرایط :
الف) در این مساحت نباید بیش از چهار دستگاه نصب شود .
ب) در صورت در نظر گرفتن هر دستگاه اضافی پیش بینی بیش از پنج متر مربع فضای اضافی ضروریست
ج) مجوز بیش از ۲۰ دستگاه به نام یک متقاضی و یک مرکز صادر نخواهد شد .
ماده ۷- در اماکن عمومی نظیر مجموعه های ورزشی ، مجتمع های فرهنگی و هنری ، باغهای عمومی و امثالهم باید فضای تخصیصی به مرکز از سایر محلها جدا باشد .
ماده ۸- رعایت کلیه نکات ایمنی در مرکز الزامی است و صاحب امتیاز در آن خصوص مسئولیت مستقیم دارد .
ماده ۹ – نرخ استفاده از دستگاهها برابر اعلام معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود .
ماده ۱۰- کلیه کاست ها ، کارتریجها و نوارهای مورد استفاده و مواد تبلیغاتی در مرکز باید قبلاً به تائید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده باشد .
ماده ۱۱- فروش کاست بازیهای مجاز دراین مرکز بلامانع است در این صورت صاحب امتیاز موظف است فهرست کاستهای مورد نظر را برای فروش در مرکز به همان قیمت تعیین شده آنها در محلی که در معرض دید عمومی باشد نصب کند . فروش سایر اقلام در این قبیل مراکز ممنوع است .
فصل پنجم : نحوه رسیدگی به تخلفات :
ماده ۱۲- در صورت تخلف از مفاد این آئین نامه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان این اقدامات را انجام خواهد داد .
الف) عدم رعایت موازین شرعی و اخلاقی :
در مرتبه اول یک ماه تعطیل و در مرتبه دوم لغو مجوز فعالیت
ب) استفاده و یا فروش بازیهای غیر مجاز :
در مرتبه اول دو ماه تعطیل محل مورد نظر ، در مرتبه دوم لغو مجوز فعالیت .
ج) نگهداری ، فروش یا استفاده از بازیهای که تصاویر مستهجن دارند .
لغو دائمی مجوز محل مورد نظر و معرفی صاحب امتیاز یا مدیر عامل به مراجع قضایی .
ماده ۱۳- کلیه مراکزی که تاتصویب این آئین نامه به نحوی در این امر فعالیت داشته اند ملزم به اخذ مجوز ظرف مدت شش ماه از تاریخ تصویب و ابلاغ این آئین نامه اند .
ماده ۱۴- نیروهای انتظامی در سراسر کشور موظف اند در حس اجرای این آئین نامه همکاری لازم را با ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هر استان مبذول دارند و از فعالیت مراکز غیر مجاز با هماهنگی ادارات کل مذکور جلو گیری کنند .
ماده ۱۵- مسئولیت اعمال ، اجراء و نظارت این آئین نامه بر عهده ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانهاست .
ماده ۱۶ – تهیه و ابلاغ شیوه نامه های مورد ناز این آئین نامه و تعیین چگونگی نظارت بر این مراکز در سطح کشور بر عهده اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و موارد ابلاغی برای کلیه مراکز لازم الاجراء است .
ماده ۱۷- این آئین نامه به استناد بند ۲۲ ماده ۲ قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اصل ۱۳۸ قانون اساسی جمهوری اسامی ایران در ۱۷ماده و پنج فصل و چهار تبصره در تاریخ ۱۳/۹/۱۳۷۳ به تصویب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید .
نحوه صدور پروانه بازیهای رایانه ای و تصویری :
۱- ارائه درخواست به اتحادیه صنف بازیهای رایانه ای و تصویری
۲- معرفی متقاضی توسط اتحادیه به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی
۳- تشکیل پرونده و بازدید مکان
۴- صدور تائیدیه جهت ارائه به اتحادیه برای صدور پروانه کسب
۵- ارسال تصویر پروانه کسب به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی .

آئین نامه نحوه صدور مجوز تاسیس و نظارت بر مراکز عرضه و استفاده از بازیهای تصویری و رایانه ای
فصل اول – تعاریف :
ماده ۱ – مرکز به محلی اطلاق می شود که در آن ، دستگاه بازیهای تصویری برای استفاده عمومی نصب شود .
ماده ۲ – صاحب امتیاز شخصی است که با داشتن شرایط مندرج در این آئین نامه و اخذ پروانه از ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به تاسیس و اداره مرکز مبادرت ورزد .
فصل دوم – شرایط متقاضی
ماده۳- متقاضی ( درخواست کننده پروانه ) : هر شخص حقیقی یا حقوقی ( مدیر عامل ) در صورت احراز از شرایط ، پس از اخذ مجوز ، میتواند اقدام به تاسیس مرکز نماید :
الف) تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران
ب) اعتقاد به مبانی دین مبین اسلام و یا یکی از ادیان رسمی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و داشتن حسن شهرت و صلاحیت اخلاقی به تائید اداره اماکن عمومی .
ج) عدم اعتیاد به مواد مخدر و عدم محکومیت کیفری که موجب سلب حقوق اجتماعی شود ، طبق گواهی مراجع مسئول .
د- انجام دادن خدمت وظیفه عمومی یا داشتن معافیت دائم .
و) داشتن مدرک تحصیلی سیکل قدیم و یا پایان دوره راهنمایی
ز) عدم هر گونه اشتغال دولتی
تبصره ۱- اشخاص فاقد مشاغل آزاد و کانونهای فرهنگی – هنری مساجد مجتمعها و کتابخانه های عمومی در صورت احراز شرائط برای اخذ مجوز فعالیت ، اولویت دارند .
تبصره ۲- صاحب امتیاز در قبال کلیه امور مرکز ، مسئول و جوابگو خواهد بود .
تبصره ۳- صاحب امتیاز مجاز به واگذاری مجوز به شخص دیگری نیست و نمی تواند بیش از یک مرکز تاسیس کند .
تبصره ۴- حضور دائم صاحب امتیاز در مرکز الزامی است . در موارد خاص و محدود ، با هماهنگی و موافقت قبلی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان می تواند از جانشین استفاده کرد .
ماده ۴- داشتن کلیه شرائط صاحب امتیاز برای جانشین الزامی است .
سایر کارکنان نیز باید واجد شرائط مذکور در ماده ۳ به استثنای بندهای (ه ) و (و) باشند .
فصل سوم : مدارک مود نیاز برای احداث مرکز :
الف) اجاره نامه رسمی یا تصویر سند مالکیت محل مورد نظر به نام صاحب امتیاز
ب)فهرست اسامی کلیهء کارکنان و تکمیل پرسشنامه برای هر یک از آنها
ج) ارائه مدارک وابسته به بندها ماده ۳ این آئین نامه
فصل چهارم : شرایط محل احداث مرکز :
ماده ۵- محل مرکز باید بر خیابان باشد . در سایر معابر عمومی نظر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ملاک خواهد بود .
ماده ۶- کمترین مساحت برای دائر کردن یک مرکز ۲۰ متر مربع است با این شرایط :
الف) در این مساحت نباید بیش از چهار دستگاه نصب شود .
ب) در صورت در نظر گرفتن هر دستگاه اضافی پیش بینی بیش از پنج متر مربع فضای اضافی ضروریست
ج) مجوز بیش از ۲۰ دستگاه به نام یک متقاضی و یک مرکز صادر نخواهد شد .
ماده ۷- در اماکن عمومی نظیر مجموعه های ورزشی ، مجتمع های فرهنگی و هنری ، باغهای عمومی و امثالهم باید فضای تخصیصی به مرکز از سایر محلها جدا باشد .
ماده ۸- رعایت کلیه نکات ایمنی در مرکز الزامی است و صاحب امتیاز در آن خصوص مسئولیت مستقیم دارد .
ماده ۹ – نرخ استفاده از دستگاهها برابر اعلام معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود .
ماده ۱۰- کلیه کاست ها ، کارتریجها و نوارهای مورد استفاده و مواد تبلیغاتی در مرکز باید قبلاً به تائید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده باشد .
ماده ۱۱- فروش کاست بازیهای مجاز دراین مرکز بلامانع است در این صورت صاحب امتیاز موظف است فهرست کاستهای مورد نظر را برای فروش در مرکز به همان قیمت تعیین شده آنها در محلی که در معرض دید عمومی باشد نصب کند . فروش سایر اقلام در این قبیل مراکز ممنوع است .
فصل پنجم : نحوه رسیدگی به تخلفات :
ماده ۱۲- در صورت تخلف از مفاد این آئین نامه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان این اقدامات را انجام خواهد داد .
الف) عدم رعایت موازین شرعی و اخلاقی :
در مرتبه اول یک ماه تعطیل و در مرتبه دوم لغو مجوز فعالیت
ب) استفاده و یا فروش بازیهای غیر مجاز :
در مرتبه اول دو ماه تعطیل محل مورد نظر ، در مرتبه دوم لغو مجوز فعالیت .
ج) نگهداری ، فروش یا استفاده از بازیهای که تصاویر مستهجن دارند .
لغو دائمی مجوز محل مورد نظر و معرفی صاحب امتیاز یا مدیر عامل به مراجع قضایی .
ماده ۱۳- کلیه مراکزی که تاتصویب این آئین نامه به نحوی در این امر فعالیت داشته اند ملزم به اخذ مجوز ظرف مدت شش ماه از تاریخ تصویب و ابلاغ این آئین نامه اند .
ماده ۱۴- نیروهای انتظامی در سراسر کشور موظف اند در حس اجرای این آئین نامه همکاری لازم را با ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هر استان مبذول دارند و از فعالیت مراکز غیر مجاز با هماهنگی ادارات کل مذکور جلو گیری کنند .
ماده ۱۵- مسئولیت اعمال ، اجراء و نظارت این آئین نامه بر عهده ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانهاست .
ماده ۱۶ – تهیه و ابلاغ شیوه نامه های مورد ناز این آئین نامه و تعیین چگونگی نظارت بر این مراکز در سطح کشور بر عهده اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و موارد ابلاغی برای کلیه مراکز لازم الاجراء است .
ماده ۱۷- این آئین نامه به استناد بند ۲۲ ماده ۲ قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اصل ۱۳۸ قانون اساسی جمهوری اسامی ایران در ۱۷ماده و پنج فصل و چهار تبصره در تاریخ ۱۳/۹/۱۳۷۳ به تصویب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید .
نحوه صدور پروانه بازیهای رایانه ای و تصویری :
۱- ارائه درخواست به اتحادیه صنف بازیهای رایانه ای و تصویری
۲- معرفی متقاضی توسط اتحادیه به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی
۳- تشکیل پرونده و بازدید مکان
۴- صدور تائیدیه جهت ارائه به اتحادیه برای صدور پروانه کسب
۵- ارسال تصویر پروانه کسب به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی .


copyright © 2010 , theme designer : www.iranbm.com